و امّا بحول اللَّه و قوته اقوم و اقعد ، اين قريب المعنى است با جمله
« لا حول و لا قوة الا باللّه »
و اخبار در فضيلت آن بسيار است در كافى « 1 » از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود
اذا دعا الرجل فقال بعد ما دعا : ما شاء اللَّه لا حول و لا قوة الا باللّه قال استبسل عبدى و استسلم لامرى اقضوا حاجته »
( هر گاه كسى دعا كند و بعد از دعا بگويد «
لا حول و لا قوة الا باللّه
خدا ميفرمايد بنده من جان خود را در اختيار من گذارد و تسليم امر من شد حاجت او را برآوريد ) و نيز از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود كسى كه صد مرتبه بعد نماز صبح بگويد
« ما شاء اللَّه كان لا حول و لا قوة الا باللّه العلى العظيم »
آن روز چيزى كه مورد كراهت او باشد نبيند و نيز از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود هر گاه نماز صبح و مغرب را بجا آوردى هفت مرتبه بگو
« بسم اللَّه الرحمن الرحيم لا حول و لا قوة الا باللّه العلى العظيم »
پس بدرستى كه هر كس آن را بگويد ديوانگى و خوره و پيسى و هفتاد نوع از بلا به او نرسد و غير اينها از اخبار ديگر كه در كافى كتاب دعا و لالى الاخبار ذكر كردهاند و در معنى كلمه حوقله از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمود « 2 »
« لا يحول بيننا و بين المعاصى الا اللَّه و لا يقوينا على اداء الطاعة و الفرائض الا اللَّه »
( غير خدا بين ما و گناهان حائل نميشود و غير خدا ما را بر اداء فرائض نيرو نمىبخشد ) و اين معنى از باب بيان مصداق است و جمله بحول اللَّه و قوته اقوم و اقعد ، قسمت اولش بر نفى تفويض و قسمت دومش بر نفى جبر دلالت دارد زيرا حول و قوه را مستند به خدا و قيام و قعود را نسبت به انسان ميدهد و نظير اين در اياك نعبد و اياك نستعين بيان شد
هامش
( 1 ) . كتاب الدعاء
( 2 ) . توحيد صدوق