به آنها هدايت مىشود و آيات ديگرى است كه بر آن آيات دلالت مىكند ) ( براى قرآن حد و منتهى است و بر آن حدّ حدّ ديگر ) « 1 » عجائب قرآن احصاء نميشود و غرائب آن ( چيزهاى كمياب و نادر ) كهنه نميگردد ، قرآن چراغهاى هدايت و منارههاى حكمت و دليلهاى معرفت و خداشناسى است براى كسى كه بحقيقت قرآن آشنا گردد بنا بر اين لازم است كه كنجكاوان و متفكران ديده خود را جولان دهند و صفت بصيرت را بطور رسا به كار برند تا از هلاكت نجات ، و از وقوع در بيچارگى رهايى يابند زيرا تفكّر و انديشه مايه زندگى دل بينا است چنانچه روشنى وسيله رهروى استفاده كننده از نور در تاريكيهاست پس بر شما باد به نيك گذر كردن از اين دنيا و اندك انتظار كشيدن در اين سرا .
پايان ترجمه
گفتار دوم در بيان عدم تحريف قرآن
بعضى از ظاهربينان بواسطه برخى از اخبار كه موهم تحريف است بدون تحقيق قائل بتحريف در قرآن شدهاند و اين گفتار بسيار واهى و بىاساس است و ما در مجلّد اول كلم الطيب « 2 » آنچه از اساتيد كرام و آيات عظام مانند :
مرحوم نائينى و درچهء و بلاغى اخذ نموده و به نظر رسيده بود متذكر شديم ، و در اينجا نيز لازم است اين قسمت را تحت چند مطلب متعرض گرديم :
1 - قرآن بزرگترين معجزه پيغمبر اسلام بوده و از ابتداى نزول ، پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بآيات آن تحدّى مينمود و دليل صدق دعوى خود قرار ميداد
هامش
( 1 ) . اشاره بنامتناهى بودن باطن قرآن است چنانچه از جمله و باطنه عميق و جمله لا تحصى عجائبه ، نيز اين معنى استفاده مىشود
( 2 ) . كلم الطيب 359 - 365