2 - نامهايى در قرآن براى آن ذكر شده كه با صامت مناسب نيست مانند تذكره
وَ إِنَّهُ لَتَذْكِرَةٌ لِلْمُتَّقِينَ
« 1 » و ذكر
إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ
« 2 » و حديث
اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ
« 3 » و موعظة
قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ
« 4 » و بيان
هذا بَيانٌ لِلنَّاسِ
« 5 » و تبيان
تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ
« 6 » و قول فصل
إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ
« 7 » و بشير و نذير
قُرْآناً عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ بَشِيراً وَ نَذِيراً
« 8 » و غير اينها 3 - لفظ قرآن كه از مادّه قرائت است با صامت مناسبت ندارد 4 - در خود تعبير تناقض موجود است چه اگر كلام است صامت نيست و اگر صامت است كلام نيست 5 - اين تعبير مناسب كتب انبياء سلف است امّا با قرآن كه الفاظ آن بقدرت كامله حق ايجاد و بواسطه جبريل امين بر قلب سيد المرسلين صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم القاء گرديد و حضرت بلسان خود بيان فرمود مناسبت ندارد و امّا راجع بائمه اطهار اگر مراد از كلام اللَّه ناطق شخص امام است كه وى از مقوله الفاظ نيست و اگر بعنايت اينست كه همه عالم كلام حق تبارك و تعالى ميباشند باعتبار اينكه مظهر صفات و كمالات اويند اين تعبير اختصاص بائمه ندارد بلى آنان مظهر اتمّ و اكمل صفات الهى هستند ، و اگر از كلام اللَّه ناطق بودن آنان بيانات و اوامر و نواهى ايشان است آنها هم بما از طريق كتاب و ضبط راويان اخبار و آثار رسيده است ، مگر اينكه بگوئيم هر امامى نسبت بحاضرين زمان خود كلام اللَّه ناطق يعنى بيان كننده قرآن مجيد بطور شفاهى است
هامش
( 1 ) . سوره الحاقه آيه 48
( 2 ) . سوره زخرف آيه 43
( 3 ) . سوره زمر آيه 24
( 4 ) . سوره يونس آيه 58
( 5 ) . سوره آل عمران آيه 132
( 6 ) . سوره نحل آيه 91
( 7 ) . سوره طارق آيه 13
( 8 ) . سوره فصلت آيه 3