وسيله آن خواص و علامات ، مىتوانيم مكان را بشناسيم . حكما چهار خاصيت و علامت براى مكان يافتهاند كه عبارتند از :
1 . آنكه مكان چيزى است كه جسمى را به او به « فى » نسبت دهيم ، مثلا آب در كوزه است .
2 . مكان چيزى كه جسم از او و به او منتقل مىشود ، لازمهاش آن است كه حركت در او واقع مىشود ؛ مثلا از خانه به مدرسه منتقل مىشويم .
3 . دو جسم در آن واحد در يك مكان نمىتواند باشد و لازمهء اين خاصيت آن است كه مكان بايد مساوى متمكن باشد .
4 . مكان چيزى است كه مىتوان به آن اشاره كرد .
اينكه گفتيم قابل اشاره حسى باشد ، براى اين است كه بعضى نفس را براى بدن مكان دانستهاند و اين قول را به افلاطون نسبت مىدهند ؛ در صورتى كه نفس قابل اشاره حسيه نيست ؛ ازاينرو نفس براى بدن مكان نيست . اين چهار خاصيت است براى مكان و كسانى كه معتقد به وجود مكاناند ، مىگويند كه بايد مكان چيزى باشد داراى خواص چهارگانه فوق . برخى ديگر از حكما معتقدند كه مكان وجود ندارد و دلايلى هم ذكر كردهاند و اينك ما بعضى از ادله آنان را مختصرا بيان كرده ، در ضمن ، جواب و رد هريك را بيان مىكنيم .
خلأ
بسيارى از حكما منكر خلأ هستند و مىگويند خلأ وجود ندارد . ولى بعضى ديگر قائل به خلأ هستند ابتدا بايد ببينيم خلأ چيست .
خلأ به دو معنى اطلاق مىشود : يكى بعد موهوم و ديگرى مكانى خالى از مشاغل . مثل درون كوزه كه اول خالى باشد و بعد آن را از آب پر كنند . حال به عبارت ديگر تعبير مىكنيم كه شامل هر دو مفهوم باشد و مىگوييم خلأ آن است كه دو جسم با يكديگر تماس نگرفته باشند و بين اين دو جسم ، جسم ديگرى كه مماس هر دو باشد ، وجود نداشته باشد . اين تعريف شامل بعد موهوم و مكان خالى