فعليت و اتصال است و بايد جسم بسيط مركب باشد از چيزى كه به آن بالقوه است و از چيزى كه به آن بالفعل است و آن دو امر ، همان هيولى و صورت است .
از شكل اول قياسى ترتيب داده و مىگوييم كه جسم از جهت ذاتش بالفعل است و هرچه از جهت ذاتش بالفعل باشد بالقوه نيست . نتيجه اينكه جسم از جهت ذاتش بالقوه نيست و اين نتيجه را كبرى شكل دوم قرار مىدهيم به اينكه گوييم هيولى بالقوه است و هيچ جسم بالقوه نيست ، نتيجه مىدهد كه هيولى جسم نيست . مقابل آن ، اين است كه جسم هيولى نيست و همين مطلوب ماست .
توضيح آنكه هسته خرما ، بالفعل هسته است ، ولى قوه دارد كه درخت شود و اين قوه هيولى است و بالفعل هسته است ، پس هسته صورت و قوه دارد .
اقسام هيولى
هيولى دو قسم است : هيولى اولى و هيولى ثانى . غرض از ثانى ما فوق اول است .
هيولى اولى در جسم بسيط واحد است ولى هيولى ثانى ممكن است متعدد باشد ؛ مثلا فرض مىكنيم جسم بسيط مركب از هيولى اولى و صورت . اين جسم صورت آب و خاك و . . . را مىپذيرد و هيولى مىشود براى جسم آب و خاك و غيره . بعد اين جسم آب و خاك و غيره امتزاج پيدا كرده ، نبات مىشود و آب و خاك هيولى مىشود براى نبات و اين هيولى ثانى و متعدد است ؛ زيرا آب و خاك هيولى مىشود براى نبات و نبات هيولى مىشود براى گوشت حيوان و حيوان هيولى مىشود براى انسان و حيوان كه هيولى است ، براى انسان متعدد است .
تبصره : هيولى احتياج به صورت دارد در وجود . صورت احتياج به هيولى دارد در تشخيص .
تا حال بحث در صورت جسميه بود . بعد از اين در صورت نوعيه بحث مىكنيم .
صورت نوعيه
اجسام غير از هيولى و صورت جسميه ، صورت نوعيه هم دارند ؛ پس در هر جسمى دو صورت است :