ر : از ديگر قوانين جزييه ، عرق است . بيان عقيلى را در اينباره بنگريد : « بدان كه قبل ذكر يافت كه : عرق از جمله فضول هضم سوّم عروقى واجب الدفع است كه طبيعت در آن تصرف نموده ، رقيق آن را تبخير نموده به طريق مسام مندفع مىگرداند . و بعد از اخراج از مسام و رسيدن هواى سرد خارجى بدان ، رطوبت مىگردد و به ظاهر جلد مىبندد . و از اين است كه چون عرق را در حين برآمدن از ظاهر جلد پاك نمايند كه انجماد نيابد كه مسام را بند كند ، زياده اخرج مىيابد . و چون كثافت بسيار به ظاهر جلد مجتمع گردد ، مانع ادرار عرق مىگردد و از احتباس آن ، بدن سنگين و كلال و ملال عارض مىگردد » . « 1 »
در جاى ديگر مىگويد : « پس : اگر آب صرف است ، بخار شده به تحليل مىرود اگر آب با فضله آميخته است و قابليت غذائيّت جلدى ندارد ، طبيعت آن را قبل از آنكه غلظت يابد از مسامّ بدن مندفع مىگرداند . و لهذا گفتهاند كه عرق ، مخبر اخلاط بدن است » . « 2 »
در اينجا اصول علمى تبيين و شناخت طبيعت به پايان مىرسد و هريك از مباحث آن در جاى خود به گونهاى در شناخت نظرى اين امر نقش خود را ايفا مىكنند ؛ امّا يك نكات و ريزهكاريهاى ديگر هم وجود دارد كه فهرستوار در اينجا درج مىشود تا معرّف بيشتر « طبيعت » باشد :
الف - « طبيعت ، نمىتواند بىكار بماند و لذا در گرسنگى مفرط ، رطوبات معده و بدن را به تحليل مىبرد و چه بسا ايجاد ضعف كند » . « 3 »
ب - بحث بحران در بيان مباحث طبى ، بيشترين بهره را نسبت به مباحث طبى ديگر در شناخت طبيعت ارائه مىدهد ؛ چنانچه در گفتارى در ذخيره ، بين فاصلهء شانزده سطر ، شانزده مرتبه كلمهء طبيعت تكرار شده است . « 4 »
هامش
( 1 ) . خلاصة الحكمة ، ص ؟ ؟ ؟
( 2 ) . خلاصة الحكمة ، ص 829 .
( 3 ) . خلاصة الحكمة ، چاپ سنگى ، ص 767 كامپيوتر
( 4 ) . ذخيرهء خوارزمشاهى ، گفتار سوم ، در شناختن بحران ، ص 215 .