تبهاى گرم در روزهاى بحران كه ايام باحورى مىگويند حادث شود . و اينچنين رعاف را بند نشايد كرد ، زيرا كه مادهء مرض مندفع مىگردد ، امّا هرگاه سيلان خون مفرط شود ، و خون سقوط قوت باشد ، حبس واجب است . » « 1 »
ص - از ديگر روشهاى طبيعت در دفع مواد از بدن ، خونريزيهاى زنانه است .
حكيم ارزانى دربارهء اين روش طبيعت در دفع خون زيادى بدن چنين مىگويد : « فصل [ چهارم ] : اندر كثرت طمث : يعنى افراط سيلان حيض . و اين بر دو وجه است : يكى ، آنكه در ايام حيض خون بسيار آيد . دوم ، آنكه اگرچه ايام حيض درگذرد ، امّا سيلان خون باقى باشد يا در غير ايام حيض پديد آيد و مستمر گردد و اين را استحاضه گويند . و اين مرض به حسب اختلاف سبب بر چند نوع است : نوع اول : آنكه خون بسيار شود و طبيعت آن را دفع نمايد بدينطريق » . « 2 »
و در جاى ديگر مىگويد : « نوعى از كثرت حيض وجود دارد كه از بسيارى خون در بدن است و طبيعت آن را دفع مىنمايد بدينطريق . و علامت او ، سرخى روى و بدن است و پرخونى در رگهاى بدن و نيز با وجود كثرت خونريزى از بدن ، در قوّت بدن و رنگ چهره تغييرى حادث نمىشود بلكه اى بسا با برآمدن خون بسيار ، بر رونق چهره بيفزايد و حبس وى منع است تا كه ضعف در قوّت و تغيّر در رنگ پديد نيايد . » « 3 »
ق : از جمله قوانين جزيى خميازه است . حكيم ارزانى علت آن را چنين بيان كرده است :
« و طريق حدوث وى چنان است كه بخارات غير منهضمه بر سر برآيند و در عضلات فك و شفتين گرد آيند و به واسطه برد و تكاثف محل و قلّت تحلّل ، غلظتى كسب كنند ، پس طبيعت اراده دفع آن نمايد [ و ] چون او غليظ است ، به مجرد دفع طبيعت منفعل نگردد [ و لذا ] ناچار استعانت و استمداد كند طبع از قوّت اراديه و بالضرور دهن بگشايد » . « 4 »
هامش
( 1 ) . طب اكبرى ، ج 1 ، ص 125 .
( 2 ) . همان ، ص ؟ ؟ ؟
( 3 ) . طب اكبرى ، چاپ سنگى ، ج 2 ، ص 86 .
( 4 ) . همان ، ج ، ص .