مصرف اين گياه در بهبود بيمارى آنها گزارشهايى دادهاند .
برگها و گلهاى گياه چاى كوهى حاوى غدههايى است كه در اثر فشار با انگشتان ، اسانس روغنى قرمزى از آنها خارج مىشود . در قرن اول ميلادى طبيعىدان معروف ايتاليايى به نام
Pliny
خيسكردهء چاى كوهى در شراب قرمز را براى درمان مارگزيدگى تجويز مىكرد . و پزشك يونانى
Dioscorides
اين گياه را در مصرف خارجى براى درمان سوختگى و در مصرف داخلى به عنوان مدّر ، محرّك ، افزايندهء عادت ماهيانه و براى درمان سياتيك و تبهاى نوبهاى ( مالاريا ) توصيه مىكرد . جالب اين است كه در حدود دو هزار سال قبل شيخ الرئيس ابو على سينا و ساير حكماى ايرانى اين گياه را با نام هوفاريقون شناسايى كرده و براى درمان سياتيك ، نقرس ، سوختگى ، التيام زخمها و تحريك عادت ماهيانه و دهها ناراحتى ديگر توصيه و مصرف مىنمودند كه مشروح آن را در آغاز اين بخش ملاحظه فرمودهايد .
در دوران رواج روش معروف پزشكى
Doctorine of Signatures
كه در آن مكتب با توجه به شكل گياه آن را براى درمان بيمارىها با علايم مشابه همان شكل مفيد مىدانستند ، چون گياه چاى كوهى داراى عصارهء قرمز خونىرنگ بود ، معتقد بودند كه براى درمان خونريزىها و التيام زخمها و بريدگىها مفيد است .
در قرن شانزدهم دانشمند گياهدرمان آن عصر به نام
John Gerard
چاى كوهى را به عنوان پرارزشترين داروها براى درمان زخمهاى عميق توصيه مىكرد و در يادداشتهايش مىنويسد : گياه مدّر است و بر ضد سنگ مثانه بسيار مفيد مىباشد . اولين فارماكوپهء لندن در سال 1618 توصيه مىكند كه اگر گلهاى نيمكوب چاى كوهى را با روغنى مثلا روغن زيتون مخلوط نموده و مخلوط را مدت سه هفته در آفتاب بگذارند تنطور حاصل براى درمان زخمها مفيد است و اين روش معالجهء زخم ، طى چند قرن بر جو پزشكى انگليس حاكم بوده است .
در قرن هفدهم ميلادى نيز گياهدرمان ديگر انگليسى به نام
Nicholas culpepper
در يادداشتهايش چاى كوهى را به عنوان تنها داروى مؤثر براى درمان زخم نامبرده و اشاره مىكند كه اگر آن را با شراب جوشانيده و بخورند براى آسيبهاى داخلى مفيد است و اگر آن را به صورت پماد درآورند براى باز كردن انسدادها و كاهش ورمها و بستن و به هم آوردن لبهء زخمها بسيار مؤثر است . مهاجران اوليه گياه چاى كوهى را با خود به امريكا وارد كرده و با تعجب مشاهده نمودهاند كه بوميان سرخپوست امريكا قرنهاست كه بهطور مرسوم قبيلهاى از نوعى از اين گياه كه در امريكا مىرويد براى