رطوبتهاى موضع را خشك كرده و لكنت زبان را كاهش مىدهد . اگر دمكردهء آن را در دهان نگهدارند دندانهاى سستبن را محكم مىنمايد و مزمزه يا غرغرهء آن با سركه براى ديفترى نافع است . اگر از گرد آن با عسل مخلوط و انگشتپيچ درست كنند و بخورند درد سينه را تسكين مىدهد و سرفه كهنه بلغمى سرد را آرام مىسازد و براى تقويت نيروى جنسى سردمزاجان مفيد است . خوردن 2 گرم آن مسهل بلغم است و اگر روغن آن را قبل از همبسترى بر قضيب بمالند ، محرّك است و در صورتى كه بخواهند انزال را سريع مىكند . اگر گرد عاقرقرحا را با نوشادر نرم مخلوط كنند و بسايند و بر كام و دهان بمالند ، مانع سوختن دهان از آتش مىشود و اين وسيلهاى است كه بازيگرها براى نمايش از آن استفاده مىكنند . عاقرقرحا مضر ريه است از اين نظر بايد با كتيرا و مويز خورده شود . مقدار خوراك آن تا 4 گرم و جانشين آن در بيمارىهاى كبد آبدار فلفل و عسل است و در بيمارىهاى معده جانشين آن راسن است و اگر هيچيك نباشد جانشين آن نصف وزن آن يعنى 2 گرم زنجبيل و فلفل است .
براى تهيه روغن عاقرقرحا در حدود 30 گرم عاقرقرحاى خشك را گرفته و در 450 گرم آب ريخته جوش مىدهند . تا آنكه در مجموع 30 گرم بماند ، بعد آن را صاف كرده با 60 گرم روغن زيتون مخلوط نموده و به كار مىبرند .
گرد عطسهآور عاقرقرحا : ريشهء عاقرقرحا ، دانهء مويز ج ، زنجبيل ، دار فلفل از هركدام بهطور مساوى گرفته هريك را جداگانه نرم كوبيده و ساييده ، مخلوط مىكنند . اين گرد از داروهاى عطسهآور قوى است .
توضيح : مويز ج ميوهء گياه دارواش است كه بهطور مشروح در ساير جلدهاى اين كتاب شرح آن آمده است . همينطور دار فلفل و ساير اجزاى گرد .
معارف گياهى ( فارسى ) — صفحة 130
مساهمون: حسين مير حيدر
ص١٣٠