يكديگر متمايز مىسازد .
بعنوان مثال شخصى داراى مزاج بلغمى خشك يا تر است و اين خشكى و ترى همانطور كه مزاج بلغمى او درجاتى دارد ، درجاتى را شامل مىشود . همينطور ممكن است كسى داراى مزاج صفراوى خشك يا تر باشد .
اين تقسيمبندى كه بعنوان مثال ذكر شد در مورد داروها ، محيط زندگى ، خاك ، هوا و ساير اشياء صادق است و در تجويزات اطباء قديم نقش مهمى را ايفا كرده است . حال به تشريح بيشتر مىپردازيم .
همان زرشك را مثال مىزنيم :
زرشك در آخر درجه سوم سرد است يعنى چيزى نمانده به درجه چهارم برسد . ممكن است گياهى ديگر در اواسط درجه سوم يا در اوائل آن سرد باشد و همينطور ممكن است داروئى در اوايل درجه اول گرم يا سرد باشد .
خشكى و ترى
باز هم زرشك را مثال مىزنيم :
خشكى و ترى هم چهار درجه دارد كه از يك شروع و به قوىترين آن يعنى درجه چهارم مىرسد .
زرشك در آخر سوم خشك است يعنى چيزى نمانده كه به درجه چهارم برسد .
بنابراين مىگوئيم :
زرشك سرد است در آخر سوم و خشك است در همان درجه .
مثال ديگر :
زردچوبه داراى كيفيت خشك و گرم است در سوم اما زنجبيل داراى طبع گرم است در سوم و خشك است در اول .