كافور .
32 - سوزاننده ، محرّق
داروئى است كه داراى كيفيت بسيار گرم و خشك باشد و به همين علت بتواند با نفوذ خود اجزاء بسيار لطيف و رطوبتهاى عضو را در خود حل نمايد .
مانند زرنيخ .
33 - سرخكننده ، محمر
داروئى كه داراى گرماى شديد و جذب زياد بوده و باعث جذب خون به عضو مورد لزوم شود و البته رنگ ظاهر آن سرخ خواهد شد مانند خردل ، انجير ، فودنج .
34 - سستكننده ، مرخّى
داروئى است كه به واسطه قدرت و حرارت و برودت خود مسامات را وسيع مىكند . مانند شبت و بذر كتان .
35 - سفتكننده ، مصلّب
ادويهاى كه برعكس داروهاى سستكننده به علت برودت و خشكى و نيروى جمعكنندگى باعث سفت شدن عضو با مواد خود مىشود .
36 - شستشودهنده ، غسّال
داروئى است كه داراى كيفيت منفعل و سرد و پاككننده مىباشد و باعث تحريك اخلاط شده و از سطح پوست پاك مىكند . مانند ماء الشعير .
37 - شكننده ، مفتت
ادويهاى را گويند كه داراى نيروى تند و نافذى بوده كه در برخورد با اخلاط لزج تبديل به سنگ شده ، اجزاء آنها را خرد كرده و نرم مىنمايد مانند حجر اليهود ،