مىنمايند ولى كيفيت آنها به حدى نيست كه باعث ايجاد زخم در عضو شود مانند كبيكج .
20 - علاج قطعى زخم ، خاتم
ادويهاى كه بهعلت داشتن قدرت خشككنندگى زخمهاى سطح پوست را خشك كرده و خشكى آن باعث مىشود كه از عفونت مواد خارجى تار شد بافتهاى سالم پوست جلوگيرى نمايد .
21 - خشككننده ، مجفّف
داراى نيروى خشككنندگى بوده و رطوبت را از بين مىبرد مانند سندروس .
22 - خامكننده ، مفجّج
ادويهاى هستند كه با نيروى برودت خود حرارتهاى غريزى را از جنس خود و يا ساير حرارتهاى غريزى را از ميان مىبرند و به هر صورت اخلاط را خام و هضم را ناقص مىنمايند و عمل آن عكس اصطلاحاتى از قبيل منضج و هاضم است .
23 - داغكننده و سوزاننده ، كارى
ادويهاى كه داراى قدرت خشككنندگى و سوزندگى بوده و باعث مىشوند كه مجارى اخلاط و مسامات بسته شده و سطح پوست را بهم مىآورند .
مانند زاج و قلقطار .
24 - دملساز و درمانكنندهء جراحات و آب افتادگىها ، مدمل
دارويى است كه رطوبت موجود بين خلل و فرج اجزاء زخم را خشك كرده و باعث غلظت بسيار آنها شده و بالنتيجه آنها را به هم مىچسباند . مانند دم الاخوين ، صبر ، كتيرا ، صمغ عربى .