الكيفيّة
78 / 13
كيفيت مانند سياهى و سپيدى ، و گرمى و سردى ، و ترى و خشكى ، و بيمارى و تندرستى است .
الكيفيّات الأربع الأمّهات
95 / 9
عبارتند از حرارت ( گرمى ) ، و برودت ( سردى ) ، و رطوبت ( ترى ) ، و يبوست ( خشكى ) . اينها را امهات ( مادرها ) خوانند ، زيرا كيفيات ديگر تابع اينهايند و با پديد آمدن اينها پديد مىآيند ؛ مانند رنگها و مزهها و بويها و مانند اينها .
الكيلوس
163 / 10
خوردنى و نوشيدنى كه در معده مخلوط شده و پخته گرديده است .
الكيموس
163 / 7 « 135 »
مادّه و خلطى كه در بدن انسان پديد مىآيد .
اللّحم
111 / 13 « 136 »
گوشت بر دو قسم است : يكى كه حشو شظاياى ( جمع شظيّة ؛ پاره ، شكافته ) عصب است در عضله كه آن را « لحم مطلق » خوانند ، و ديگرى حشو ميان عروق در احشاست ، مانند گوشت طحال و گوشت ريه .
اللّحم المطلق
111 / 11
عبارت است از حشو شظاياى عصب در عضله .
اللّقوّة
( كژ شدن روى ) 123 / 2 « 137 »
كج شدن صورت است ، يا به جهت تشنجى كه در يك طرف صورت است كه آن را به خود مىكشد و يا رخوت و سستى است كه در يك طرف صورت پديد مىآيد . مادّهء مؤثر در لقوه و فالج يكى است ، جز آنكه فالج در همهء اعضاى بدن است ولى لقوه اختصاص به صورت دارد .
له
80 / 2 « 138 »
رجوع شود به « القنية » .
هامش
- بر بارى تعالى اطلاق جوهر كردهاند از آن ، قائم به نفس اراده كردهاند نه جوهرى كه اعراض بر آن حمل مىشود .
« فى وحدانية الخالق » ، مجلة المشرق ، 1903 م . ص 11 .
( 135 ) . كلمهء كيلوس و كيموس يونانى تا اين اواخر مورد استعمال دانشمندان بوده است ، چنانكه حاج ملا هادى سبزوارى در شرح غرر الفرائد ، ص 290 مىگويد :اولها المعدى للكيلوس * و الكبدى الثانى للكيموس( 136 ) . لحم و عصب هريك همانند ديگرى است ولى لحم خونآميز و نرم و گرم است و عصب بر خلاف آن است .
كتاب جالينوس فى الاسطقسات ، ص 120 .
( 137 ) . و سبب لقوه رطوبتى بود تنك كه به يك شق فرود آيد ، از روى تا يك نيمهء روى سست شود و آن نيمهء ديگر از روى متشنج گردد . هدايه ، ص 261 .
( 138 ) . ابن رشد مىگويد كه « له » استعمالات گوناگونى دارد : اول ، بر طريق ملكه و حال ، چنانكه گوييم « ان لنا -