تركيب آن دو در بيمارى است كه جامع هر دو باشد ، مانند چشم كه دچار ورم مىشود و اشك از آن بسيار سرازير مىگردد .
آنان مىگويند درمان اين سه بيمارى اجمالى يا با تدبير خوردنى و نوشيدنى و يا با حركت و سكون و يا با خواب و بيدارى است .
ابن هندو در پايان ، حق را با اصحاب قياس مىداند و رأى اصحاب حيل را مطعون و مخدوش جلوهگر مىسازد « 39 » و به اين نتيجه مىرسد كه اصحاب قياس مجال گسترش و توسع در طبع را در وجوه معالجات و شناسايى بيماريها دارند ، و اصحاب تجارب كه به قياس معتقد نيستند اين مجال براى آنان تنگ مىگردد ، و اصحاب حيل هم كه كارى به امور خصوصى ندارند و فقط به جنبههاى عمومى توجه دارند دچار خطاهاى بسيار مىگردند « 40 » .
خلاصهء باب هفتم
در اين باب ، راههاى استنباط صناعات پزشكى بيان شده است . مؤلف را عقيده بر آن است كه علم پزشكى به وسيلهء عقل استنباط گرديده و اين بدانگونه است كه عقل نخست اصولى را براساس امور زير اتخاذ كرده است :
1 . امورى كه بهطور اتفاق وقوع يافته است .
هامش
( 39 ) . اصحاب تجارب و اصحاب قياس در خواندن كتابها نيز دو روش مختلف را معمول مىداشتند . چنانكه ابن رضوان مىگويد : « در ترتيب خواندن كتابهاى بقراط دو برنامه موجود است . يكى آنكه اصحاب تجارب معمول مىدارند كه از كتاب قاطيطرون كه به معنى دكان طبيب است آغاز مىكنند و پس از آن به ترتيب كتاب الكسر و الرض و كتاب الجبر و كتاب الخراجات و سپس ساير كتابهاى عملى او را مىخوانند و پس از فراغت از كتابهاى عملى به خواندن كتاب طبيعة الانسان مىپردازند . ترتيب ديگر آن است كه اصحاب قياس بدان عمل مىكنند كه از كتاب طبيعة الانسان آغاز و سپس به كتاب الفصول و تقدمة المعرفة مىپردازند و پس از فراغت از اينها به كتاب قاطيطرون و ساير كتابهاى عملى او مشغول مىشوند . « التطرق بالطب الى السعادة » ، مجلهء تاريخ العلوم العربية ، ج 2 ، شمارهء 2 ، 1978 م . ص 440 .
( 40 ) . جالينوس در كتاب التجربة الطبية خود محكمهاى تشكيل داده كه در آن پيروان اين سه مكتب از عقيدهء خود دفاع و قول طرف مقابل را نقض مىكنند . او خود تصريح مىكند كه نقض تجربه و دفاع از تجربه سخن خود او نيست ، بلكه نقض تجربه سخن مردى از اصحاب قياس است كه عقيدهء او شبيه به عقيدهء اسقليبيادس( AsclePiades )است و دفاع از تجربه ، كلام مردى از اصحاب تجارب است كه مىتواند مينودوطوس( Menodotos )يا سرابيون( SeraPion )و يا ثاودوسوس( Theodosius )باشد . التجربة الطبية ، ص 4 . اختلاف اين سه فرقه تا دورهء اسلام ادامه داشته تا آنجا كه در حضور الواثق باللّه ، خليفهء عباسى ، در ميان فلاسفه و متطببان بحثى درگرفته كه آراى كداميك از اين سه مكتب مورد قبول جمهور طبيبان است . مروج الذهب ، مسعودى ، ج 4 ، ص 77 .