اتفاقى نيز بر دو قسم است :
اتفاقى طبيعى ، همچون خوندماغ و عرق و قى و مانند آنكه بالطّبع عارض مىگردد و سود و يا زيانى را دربردارد .
اتفاقى عرضى آن است كه براى انسان امرى اتفاق مىافتد كه بيرون از قصد و همچنين طبيعت اوست و سود يا زيانى را به دنبال دارد ، مانند آنكه بيمار بيفتد و از او خون جارى شود .
ارادى آن است كه امرى با اختيار مورد تجربه قرار گيرد و انگيزهء چنين تجربهاى خواب ديدن يا مانند آن باشد .
تشبيه آن است كه پزشك در كار خود يكى از سه موارد ياد شده را ملاك عمل در موردى جديد قرار دهد ؛ مثلا هرگاه ديد بيمارى كه دچار تب خونى است با خون رفتن از بينى ، به صورت اتفاق طبيعى يا اتفاق عرضى يا به ارادهء شخصى بهبود يافته ، او در نظاير اين بيمارى فصد ( رگ زدن براى بيرون آمدن خون ) را تجويز مىكند .
نقل آن است كه پزشكان با بيماريهايى روبرو مىشوند كه تاكنون نديدهاند و يا ديدهاند ولى داروى مجربى براى آن در نظر ندارند ، در اين گاه متوسل به نقل مىشوند . يعنى داروى تجربه شده در بيمارى خاصى را در بيمارى شبيه به آن به كار مىبرند و يا داروى تجربهشده در عضو خاصى را در عضو مشابه آن استعمال مىكنند و يا در هنگام عدم دسترسى به دواى خاصى از داروى مشابه آن استفاده مىكنند .
اصحاب قياس مىگويند شكى نيست كه حس و تجربه مبدأ و ريشهء علوم و صناعات هستند ، ولى اين دو بايد آلت و ابزار فكر قرار گيرند و قوانين پزشكى و صناعات ديگر بايد با فكر و قياس كه شناخت مجهولات از معلوم است استخراج گردد ؛ يعنى با به كار بردن فكر و قياس بايد طبائع بدنها يعنى مزاجها را بشناسيم و نيروهايى را كه سبب ديگرگونى بدنها مىشود بدانيم .
اسبابى كه موجب ديگرگونى بدنها مىشوند بر دو نوع هستند :
نوعى كه بدن را به ضرورت تغيير مىدهند ، مانند هواى محيط ، و حركت و سكون ، و خوردنيها و نوشيدنيها ، و خواب و بيدارى ، و استطلاق و احتباس « 34 » و عوارض روحى « 35 » همچون اندوه و شادى و
هامش
( 34 ) . ابن هندو در جايى ديگر از اين دو اصطلاح تعبير به « استفراغ » و « احتقان » كرده است . ص 107 .
( 35 ) . تعبير « عوارض روحى » بهجاى « حوادث نفوس » به كار برده شد و همان است كه در جايى ديگر از آن به « احداث نفسيه » تعبير كرده است . ص 107 . اين احداث نفسيه يا عوارض روحى هرگاه در حد اعتدال باشند سبب تندرستىاند و اگر به انحراف گرايش يابند موجب بيمارى مىگردند و بسيار اتفاق افتاده كه خشم و شادى سبب بيماريهاى سخت شده ، و شادى در حد اعتدال ، سبب شادابى تن و انگيختن نيروها گرديده و به حد افراط كه رسيده موجب مرگ ناگهانى شده است . مقالة فى تدبير الامراض العارضة للرهبان ، ابن بطلان ، ج 1 ، ص 125 .
شناخت و توجه به عوارض روحى يا احداث نفسى از آن روى بوده كه پيشينيان معتقد بودند كه پزشك بايد توجه -