تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن و طب ( فارسى ) — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨
داشته است كه قرآن از آن تعبير « روح » مىكند .
فَأَرْسَلْنا إِلَيْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا
« 1 »
فَنَفَخْنا فِيهِ مِنْ رُوحِنا
« 2 » و اين روح الهى به صورت بشرى بر مريم ظاهر شد و با او گفت‌وگو كرد و به او خبر داد كه چنين اتفاقى ( حامله شدن مريم « سلام اللّه عليها » به عيسى « عليه السلام » ) را خدا خواسته است . پس نمىتوان گفت كه اين مطلب يك بكرزايى بوده است . چرا كه از طرفى بكرزايى هرچند كه امرى مسلم باشد و در حيواناتى غير از انسان يافت شود ولى در مورد انسان ، نه به صورت آزمايشى و نه طبيعى به انجام نرسيده و نمونه ندارد . و از طرف ديگر بر فرض امكان بكرزايى در انسان‌ها اشكال اين است كه چرا دستگاههاى توليد مثل حضرت مريم « سلام اللّه عليها » به يكباره تغيير حالت داد و بكرزا شد . و صرف امكان بكرزايى نمىتواند اين اشكال را بر طرف كند . بلى پديده‌ى بكرزايى و انجام عملى آن در برخى حيوانات مىتواند ( امكان بكرزايى ) را در عالم خارج به صورت يك احتمال در مورد حيوانات ديگر هم مطرح كند ، پس محال نيست كه يك حيوان يا انسان به صورت بكرزايى ( و بدون تماس با جنس نر ) بچه‌اى به دنيا آورد . امّا اين مطلب « تحقق خارجى بكرزايى » در مورد حضرت مريم « سلام اللّه عليها » را اثبات نمىكند . بلكه بر طبق آيات قرآن عاملى ديگر ( روح الهى ) در اين امر دخالت داشته است . اما در مورد اينكه روح الهى چيست ؟ تقريبا همه‌ى مفسران معروف ، روح را در اينجا به جبرئيل فرشته‌ى بزرگ خدا تفسير كرده‌اند « 3 » و تعبير روح از او به خاطر آن است كه هم روحانى است و هم وجودى حيات‌بخش است . و اضافه‌ى روح به خدا ، در اينجا دليل بر عظمت و شرافت اين روح است ( يعنى اضافه‌ى تشريفيه است ) . 2 - در مورد خلقت همسر حضرت آدم « عليه السلام » از وجود ايشان كه در سوره‌ى نساء آيه‌ى 1 :
خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها
مطرح شده بود . دو احتمال مطرح شده است : الف : مقصود از « نفس » در آيه‌ى فوق بدن انسان باشد . « 4 » و لذا خلقت همسر آدم ( حواء ) از خود بدن او بوده است كه طبق روايت تورات ، حواء از دنده‌ى چپ آدم « عليه السلام » آفريده شد . « 5 » و برخى روايات غير معتبر ( اسرائيليات ) نيز همين مطلب را مىگويد . و خلقت حواء به صورت بكرزايى از حضرت آدم « عليه السلام » طبق اين تفسير مىتواند مطرح شود . ب : مقصود از
خَلَقَ مِنْها زَوْجَها
خلقت حواء از جنس آدم « عليه السلام » ( جنس بشر ) باشد . و اين معنا با توجه با آيات ديگر قرآن قابل اثبات است كه مىفرمايد :
وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ
« 6 » « از نشانه‌هاى قدرت خدا اين است كه همسران شما را از جنس شما قرار داد تا به وسيله‌ى آنها آرامش
هامش
( 1 ) . مريم / 17 . ( 2 ) . تحريم / 12 . ( 3 ) . ر . ك : تفسير نمونه ، ج 13 ، ص 36 و ديگر تفاسير زير آيه‌ى 17 سوره‌ى مريم ( 4 ) . واژه‌ى نفس در قرآن كريم گاهى به معناى « بدن » نيز مىآيد مثل آيه‌ى 32 مائده (مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ) ولى در غالب موارد به معناى شخصيت واقعى انسان يعنى روح انسان مىآيد . البته بعد دوم انسان اسامى و صفات گوناگونى دارد ( مثل قلب ، نفس ، روح ، فواد ، عقل و . . . ) كه هركدام به اعتبارى به آن اطلاق مىشود . ( 5 ) . در كتاب مقدس ، تورات ، سفر پيدايش ، باب دوم ، شماره‌ى 21 مىخوانيم « و خداوند خدا خوابى گران بر آدم مستولى گردانيد تا بخفت و يكى از دنده‌هايش را گرفت و گوشت در جايش پر كرد . » ( 6 ) . روم / 21