( محققان و پژوهشگران ، در گذشته نظريات متعددى را پيرامون تفسير پديدهى خواب ارائه كردهاند امّا همهى اين نظريات به خاطرى رد شدند كه حتى يكى از آنها هم ، براى اين سؤال پاسخى واقعى ارائه نكرده است . مثلا اين نظرياتى كه تحت عنوان نظريات كيمياوى مطرح شده و مىكوشد تا خواب را معلول وجود مواد سمى در داخل جسم وانمود سازد ، و بگويد كه جسم انسان در خلال ساعات بيدارى مواد سمى توليد مىكند كه خواب اين مواد سمى را دفع مىنمايد . . . يا نظريات ديگرى كه خواب را معلول حالات پيچيده در دوران خون مخ انسان مىدانند يا آنانى كه مىگويند ، خواب معلول وجود غدههاى مخصوصى در بدن است . . . يا كسانى كه خواب را نتيجهى رخوت عضلات مىدانند . . . كه اين نظريات هيچكدام در واقع امر نتوانست تفسير علمى دقيقى را براى اين پديده ارائه نمايد . . . تا اينكه علم در نهايت اعتراف كرد ، كه ( پديدهى خواب ، تفسير مادى روشنى ندارد ، خواب بيرونفكنى موقت روح است ، و روح در خلال ساعات خواب به طور موقت از جسم خارج مىشود . )
دانشمندان ، اين يافته جديد علم را پيروزىاى مىدانند كه پيروزى ديگرى را به دنبال خود دارد چرا كه با اين تفسير ، رؤياهايى كه انسان در خواب خود مىبيند ، و اين رؤياها بعد از بيدارى به مدت كوتاه و يا درازى تحقق هم پيدا مىكنند ، نيز تفسير مىشود . . . .
دانشمندان بعد از آزمايشهاى بسيار به اين نتيجه رسيدند كه اغلب آنچه را كه انسان در خواب مىبيند .
چه ديدنىهاى آن از مكانهاى معين بوده باشد ، يا از انسانهاى معين . . . اگر در بيدارى نيز براى اولين بار آنها را ببيند ، فورا آنها را مىشناسد ، دانشمندان از اين تطابق دقيق مشاهدات انسان در حالتهاى خواب و بيدارى وى شگفتزده گرديدهاند .
و اولين كسى كه بر وجود اين حقيقت دليل ارائه كرد ، دكتر « هدسون تتل » بود ، او در كتاب « اسرار روحى » خويش مىگويد : ( يكى از دلايلى كه اثبات مىكند ، روح در هنگام خواب از بدن خارج مىشود ، و به سياحت مىپردازد ، آزمايشى است كه بر روى يكى از خانمها انجام گرفت ، اين خانم كه كور مادرزاد بود ، پديدههاى زيادى را در خواب مىديد ، و به روشنى و دقت عجيبى آنها را تعريف و توصيف مىكرد ، و چون اين خانم وفات يافت ، بلافاصله بعد از فوت ، جسد وى را بالاى ميز تشريح بردند ، و با تشريح دقيق جسد مشخص گرديد كه اعصاب بينايى وى از اول مرده بوده و او اساسا از وجود اعصاب بصرى محروم بوده است ) .
اما علم در زمانى كه قرآن كريم اين حقيقت را در آيهى ( 42 ) سورهى مباركهى ( زمر ) بيان مىنمود كجا بود كه سالهاى متمادى را به دنبال كشف اين حقيقت علمى در واديهاى گمان و خيال و آزمايش حيران و سرگردان نمىماند ! !
بياييم اين معجزهى علمى قرآن كريم را كه در آيهى ( 42 ) از سورهى ( زمر ) آمده است ، با هم مرور نماييم :
اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها وَ الَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنامِها فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَ يُرْسِلُ الْأُخْرى إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ
« خداوند تعالى در وقت مرگ ارواح را قبض مىنمايد ، و آنكس كه نمرده است قبض مىكند روح آن را در وقت خواب ، پس نگاه مىدارد آن را كه حكم مرگ كرده است بر آن ، و رها مىكند آن ديگر را تا وقت معين ، بىشك در اين حقيقت نشانههاى روشنى است ، براى كسانى كه تفكّر كنند » .
ملاحظه مىكنيم كه قرآن كريم به روشنى و صراحت تمام ، خواب را همانند مرگ شمرده ، يعنى همان خروج