شده و به ضرب ( چوب و سنگ ) مرده و از بلندى افتاده و شاخ خورده و آنچه درندگان از آن خورده باشند مگر آنچه را ( به موقع ، به ذبح شرعى ) حلال كنيد و همچنين آنچه براى بتان ذبح شده است و نيز تعيين قسمت به كمك ازلام يا تيرهاى مخصوص همه بر شما حرام شده است ( و پرداختن به هريك از ) اينها نافرمانى است . امروز كافران از دين شما و ( بازگشت شما از آن ) نوميد شدهاند ، لذا از آنان نترسيد و از من بترسيد . امروز دين شما را برايتان به كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و دين اسلام را بر شما بپسنديدم امّا هركس در مخصمهاى ناچار شود و مايل به گناه نباشد و ( قصد سرپيچى و تجاوز نداشته باشد اگر از آنچه نهى شده بخورد بداند كه ) خداوند آمرزگار مهربان است . »
تفسير : چون در آيهى اول سورهى مائده / 5 با اشاره به حلال بودن گوشت چهارپايان و جنين آنها وعده داده بود كه موارد استثنايى گوشتهاى غير حلال را مشخص كند :
أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعامِ إِلَّا ما يُتْلى عَلَيْكُمْ ؛
لذا در اين آيه به تحريم 11 مورد از انواع گوشتها اشاره شده است : در ابتداى آيه حرمت گوشت مردار ، خوك و حيواناتى كه ذبح آنها طبق سنّت جاهليت به نام بتها صورت مىگرفت و همچنين خون را همان گونه كه در آيهى 173 سورهى بقره آمده بود يادآور مىشود . سپس مورد پنجم را به عنوان « و المنخنقه » يا گوشت حيواناتى كه به هر نحوى يا به خودى خود يا به وسيلهى دام يا انسان خفه شده باشند مطرح مىكند . مورد ششم گوشت حيواناتى است كه با شكنجه و ضرب جان سپردهاند و يا به علّت بيمارى مردهاند كه تحت عنوان « و الموقوذه » از آن ياد شده است . مورد ديگر گوشت حيوانى است كه بر اثر پرت شدن از بلندى تلف شده باشد « و النطيحه » يا گوشت حيواناتى كه به وسيلهى درندگان كشته شده باشند كه تحت عنوان « و ما اكل السبع » آمده است و با توجه به وضع مرگ يا تلف شدن اين حيوانات ممكن است حكمت در تحريم گوشت آنها به اين مربوط باشد كه به قدر كافى خون از بدنشان خارج نشده و در نتيجه زمينه آلودگى و مسموم بودن گوشت آنها فراهم بوده از نظر بهداشتى مصرف اين گوشتها مىتواند زيانبار گردد .
بديهى است كه مرگ اين حيوانات در شرايط ذبح غير شرعى نيز صورت گرفته است و فقط اگر قبل از مرگ با آداب اسلامى آنها را سر ببرند گوشتشان حلال خواهد شد آنچه كه در آيه با بيان
إِلَّا ما ذَكَّيْتُمْ
ذكر شده است . تحريم مورد دهم مربوط به گوشت حيواناتى است كه بنا به روش زمان جاهليت مردم آنها را براى بتهاى خود كه به « نصب » معروف بود قربانى مىكردند و در آيه به عنوان
وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ
آمده و در واقع يكى از اقسام
وَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ
است . و بالاخره مورد يازدهم آن است كه در آيه با جملهى
وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ
ذكر شده و آن گوشتى است كه به صورت قمار و بختآزمايى به وسيلهى چوبهاى نشاندار يا قرعه اى كه مهر تحريم بر آن خورده است نصيب برنده مىشد و عدهى ديگر بازنده و در نتيجه متضرر مىشدند .
پس از ذكر اين مسائل در دنبالهى مطلب دو جملهى مهم و پرمعنى ديگر مطرح شده است كه تمام بار معنوى آيه را در بر گرفته و همچون نگينى نفيس بر پايهى موضوعاتى مادى جاسازى و استوار گشته است . گرچه برخى از مفسرين معتقدند كه اين دو جمله مربوط به آيهى 67 سورهى مائده است كه در وقت جمعآورى قرآن در اينجا ( آيهى 3 مائده ) قرار گرفته است .
ابتدا مىفرمايد : امروز كافران از دين شما و