گفتن ، پيوستگى كلام و . . . ) ؛ دفع مواد زايد ؛ كنشها و واكنشهاى قواى نفسانى ( بهعنوان مثال توجه به حالاتى از قبيل زرنگى ، بىشرمى ، خيالپردازى ، خوشبينى ، تنبلى و . . . كه هركدام نمايندهى يك يا چند حالت مزاجى مىباشند ) و . . . .
4 - 2 - اخلاط
خلط مادهاى است مرطوب و روان كه از تغييرات غذا در بدن ايجاد مىشود . قسمتى از رطوبت بدن در اثر توليد اخلاط بوجود مىآيد . بهطور كلى خلطها به دو صورت وجود دارند :
الف - خلط نيك : خلطى است كه مىتواند به تنهايى يا به كمك اخلاط ديگر مواد تحليل رفتهى مزاج را جبران كند .
ب - خلط بد : خلطى است زايد و بىمصرف كه قدرت تبديل شدن به خلط نيك را ندارد مگر به ندرت . اين خلط بايد از بدن رانده شود و بدن از اين نوع خلط پاك گردد .
خلطهاى رطوبى اعم از نيك يا بد 4 نوع هستند :
خون : بهترين نوع خلط است و مزاجى گرم و مرطوب دارد كه به دو صورت مىتواند در بدن وجود داشته باشد .
الف - خون طبيعى : سرخرنگ و شيرين است و بوى بدى ندارد .
ب - خون غير طبيعى : از تغييرات خون طبيعى بوجود مىآيد و دو نوع است : خونى كه مزاجش به صورت خودبهخود تغيير پيدا كرده ، مثلا سردتر يا گرمتر از حد طبيعى شده و يا خونى كه در اثر پيدايش يك خلط بد در آن دگرگون شده است . اين خلط بد ممكن است از خارج به خون اضافه شود و يا ممكن است در خود خون پديد آمده باشد .