تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرورى بر تاريخ و مبانى طب سنتى اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠

3 - 2 - مزاج « 1 »

مزاج عبارت است از تأثير متقابل اثر متضاد عناصر ( اركان ) چهارگانه . به عبارت ساده‌تر هرگاه اركان در مقادير مختلف و نسبت‌هاى نابرابر باهم تركيب شوند ، كيفيات جديدى ايجاد مىكنند كه همان مزاج‌ها هستند . عناصر جهت ايجاد بيشترين تماس با يكديگر ، به ذرّات بسيار ريزى تقسيم مىشوند . هنگامى كه اين ذرّات برهم اثر كنند ، كيفيتى تازه بوجود مىآيد كه سراسر ذرّات عناصر را در بر مىگيرد . از آنجايى كه عناصر داراى چهار كيفيت هستند ( گرمى ، سردى ، خشكى و ترى ) ، پس مزاج جسم تازه تشكيل‌شده يا تجزيه‌شده نيز ما حصل اين چهار كيفيت است . مزاج‌ها دو نوعند : 1 - مزاج معتدل : مزاجى است كه در آن كيفيّات متضاد با نسبت‌ها و مقادير برابر تركيب شده باشند . 2 - مزاج نامعتدل : به دو صورت تعريف مىشود : الف - مزاج نامعتدل ساده : مزاج به يكى از كيفيات متضاد گرايش بيشترى دارد . انواع اين نوع مزاج عبارتند از مزاج گرم ، سرد ، خشك و تر . در اين حالت نمىتوان تخمين زد كه اين حالات چهارگانه تا چه مدّتى پايدار هستند ، زيرا به‌عنوان مثال حالت گرم‌تر از حدّ لزوم ، بدن را خشك‌تر از حد لازم مىكند يا حالت سردتر از حدّ لزوم ، رطوبت بدن را بيشتر از حالت عادى بالا مىبرد .
هامش
( 1 ) -Diathesis، از مصدر مزج به‌معناى تركيب كردن و درهم ريختن
مرورى بر تاريخ و مبانى طب سنتى اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 50 | اردكانى / بهزاد ذوالفقارى / مهدي تركي / مهدى روزبهانى / اكبر روزبهانى