توسط سيستم بهداشتى آنها پذيرفته نشده است ، طب سنّتى را با واژههايى نظير طب مكمّل « 1 » ، طب جايگزين « 2 » ، طب غير رسمى « 3 » و يا طب موازى « 4 » مىشناسند . به عنوان مثال طب سوزنى يك طب سنّتى چينى است ، امّا در ساير كشورها به عنوان يك طب مكمّل شناخته مىشود ، زيرا طب سوزنى جزيى از اصول مراقبتهاى بهداشتى آن كشورها نيست .
همانطور كه اشاره شد اين شيوهها شامل طيف گستردهاى از روشهاى درمانى و فلسفى است كه با استفاده از روشهاى آشنا تا اسرارآميز و گاهى خطرناك ، از سوى افراد آگاه و حرفهاى تا افراد غير متخصص و شياد ارايه مىگردد .
رويكرد كلنگر « 5 » به فرد و زندگى ، صحبت از تعادل بين ذهن ، جسم و محيط و تأكيد بر حفظ سلامتى قبل از بيمارى ، نقطهى مشترك اكثر شاخههاى طب سنّتى و مكمّل در سراسر دنيا است . البتّه تحت تأثير عواملى از جمله تاريخ ، فلسفه ، آداب و رسوم ، منطقهى جغرافيايى و . . . عملكرد طب سنّتى از يك كشور به كشور ديگر و از يك منطقه به منطقهاى ديگر متفاوت است .
اين نگرش پيچيده و كامل به سلامتى ، طب سنّتى و مكمّل را بسيار جذاب كرده است . عواملى چون انعطافپذيرى و گوناگونى شاخههاى طب مكمّل ، در دسترس بودن ، كمهزينه بودن ، عدم نياز به تكنولوژى پيشرفته ، پيشينهى تاريخى ،
هامش
( 1 ) -Complementary medicine( 2 ) -Alternative medicine( 3 ) -Nonconventional medicine( 4 ) -Parallel medicine( 5 ) -Holistic، تمركز بر كل فرد بيمار ، نه فقط بر عضو مبتلا به بيمارى .