ثالثا ، بر پايهء آموزههاى دينى ما و به حكم آيهء
( وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي ) ،
« 1 » خداوند يكتاست كه پس از تكامل جنين تا مرحلهء ويژهاى ، روح را در او مىدمد و انسان بر پايهء روح ، انسان است نه جسم و اگر در طفل شبيهسازى شده روح دميده شد ، خود نشان آن است كه خداوند خالق آن است .
دليل دوم : گفتهاند بر فرض كه شبيهسازى خلق نباشد ، تغيير در خلق و آفرينش خداوند است و خداوند در آيهء كريمه
( وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذانَ الْأَنْعامِ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ وَ مَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبِيناً ) ،
« 2 » تغيير در خلقت را ناپسند ، عمل شيطان و افساد پس از اصلاح دانسته و از نظر شرعى حرام است .
در پاسخ مىگوييم : ظاهر آيهء كريمه مىفهماند كه مقصود از تغيير خلقت ، معارضه و رويارويى فعل شيطان با خلقت خداوند متعالى است ؛ ولى در شبيهسازى انسان ، در واقع معارضه نيست ، بلكه شبيهسازى است . افزون بر آن ، شبيهسازى به تكثير افراد مشابه مىپردازد نه تغيير حقيقى در خلقت تا مشمول آيهء
لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ
« 3 » شود .
دليل سوم : شبيهسازى مخالف سنت خداوند در توالد و تكاثر انسان است ؛ زيرا خداوند حكيم در قرآن كريم بارها توالد و تناسل انسانها را از راه نكاح زوج و زوجه و مسير طبيعى اعلام كرده است و شبيهسازى راهى مىباشد كه خلاف فطرت و خلقت انسان است و از نظر شرعى ، مخالفت با سنت الهى حرام است .
در پاسخ گفتنى است كه قرآن كريم تصريح مىكند كه خداوند ، اولين انسان را از خاك آفريد . « 4 » و نيز در آيات ديگر با خطاب به انسانها آفرينش آنها را از تراب ، طين و
هامش
( 1 ) . حجر ( 15 ) آيهء 29 ؛ ص ( 38 ) آيهء 72 : « آن هنگام كه آدم را آراستم و در او از روح خود دميدم ، همگى بر او سجده كنيد » .
( 2 ) . نساء ( 4 ) آيهء 119 .
( 3 ) . روم ( 30 ) آيهء 30 : « دگرگونى در آفرينش نيست » .
( 4 ) .( وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ إِذا أَنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشِرُونَ . . . )( روم ( 30 ) آيهء 20 ) ؛( إِنَّا خَلَقْناهُمْ مِنْ طِينٍ لازِبٍ )( صافات ( 37 ) آيهء 11 ) ؛( خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّارِ )( رحمن ( 55 ) آيهء 14 ) .