اعضاى اصلى - با وجود اضطرار گيرندهء عضو به آنها - استدلال شود ، چنين است :
1 . قطع عضو رئيسى بدن نقص و زيان به نفس است و به حكم عقل آسيبرسانى به خود قبيح مىباشد .
2 . بدن انسان ملك خداست و شايسته نيست انسان در ملك خدا بىاذن و اجازهء او تصرّف كند .
3 . اين كار مثلهء بدن است و مثله جايز نمىباشد .
4 . ادلّهء نفى ضرر در اينجا جارى است ؛ مانند اينكه پيامبر فرمود : « زيان رساندن و آسيب زدن در اسلام وجود ندارد » . « 1 »
5 . آموزههايى كه دلالت مىكند نفس انسان بر او حق دارد و بر آدمى است كه رعايت سلامت و نظافت و نشاط او را بكند .
6 . رواياتى در احكام مختلف وارد شده كه بر حرمت بعضى امور دلالت مىكند به اين دليل كه ضررى است ؛ مثل اينكه خوردن خون حرام است ؛ چون باعث زردى ( يا ورم شكم ) مىشود « 2 » و عموميت داده شده كه هرچه در آن ضرر و زيان باشد ، چنين است .
شيخ صدوق در علل الشرايع از مفضل بن عمر روايت مىكند كه گفت : از امام صادق عليه السّلام پرسيدم : چرا خدا شراب را حرام كرده است ؟ امام عليه السّلام فرمود : « خدا شراب را حرام كرده ، چون تباهى مىآفريند و بدين جهت كه اعتياد به شراب باعث ارتعاش و لقوه مىگردد و . . . » . « 3 »
و از محمد بن عذافر ، از پدرش نقل مىكند كه گفت : از امام باقر عليه السّلام پرسيدم : چرا خداى بزرگ ، شراب ، مردار ، خون و گوشت خوك را حرام كرده است ؟ امام عليه السّلام فرمود :
« خداى متعال اينها را كه حرام كرده و جز اينها را حلال دانسته ، به جهت رغبت در حلالها و بىرغبتى در حرامها نبوده است ؛ ليكن خداى متعال مردمان آفريده و مىداند
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 17 ، ص 376 .
( 2 ) . الكافى ، ج 6 ، ص 242 .
( 3 ) . وسائل الشيعه ، ج 17 ، ص 244 .