الف ) بيم هلاك
اضطرار به معناى ترس از هلاك در روايات زيادى آمده است .
ابو بصير از امام صادق عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود : « مضطر ، شراب نياشامد ؛ چه آن جز زياد كردن شر ( و اختلال بيشتر در بدن ) پيامدى ندارد » . « 1 »
ب ) ترس از بيمارى
اسماعيل بن جابر مىگويد : از امام صادق عليه السّلام دربارهء شخص محرمى پرسيدم كه براى ( درمان يا مهار ) بيمارى مضطر به داروى بينىاى است كه در آن مادهء معطر مىباشد .
امام عليه السّلام فرمود : « آن دارو را استعمال كن » . « 2 »
و نيز آمده است كه وى گفت : پزشك معالجم داروى بينىاى را توصيه كرده كه در آن مشك به كار رفته است ، امام عليه السّلام فرمود : « آن را در بينى خود بريز » . « 3 »
و نيز روايت شده است كه مكروه است محرم روغنهاى خوشبو بر بدن بمالد مگر كسى كه مضطر به استفاده از روغن زيتون براى مداواست . « 4 »
همچنين در ادرار درمانى ، روايت شده است : مضطر به آشاميدن ادرار كه درمانى براى دردش نيابد ، مىتواند بول خود را بياشامد ، خوردن بول كس ديگر جايز نيست .
پيدا است كه معناهاى ذكر شده براى اضطرار ، بيانگر سببهاى اضطرار است نه خود اضطرار ؛ و اضطرار فعل ( و كار ) نيست ؛ زيرا گاه مضطر از آن خوددارى مىكند . در بعضى روايات آمده كه اگر مضطر از خوردن ميته سرباز زند تا بميرد كافر مرده است .
بنابراين ، اضطرار نوعى احساس مىباشد و ازاينرو ، فقها از آن به خوف و ترس تعبير كردهاند .
هامش
( 1 ) . همان ، ج 17 ، ص 277 .
( 2 ) . همان ، ج 9 ، ص 97 .
( 3 ) . همان .
( 4 ) . همان ، ص 105 .