شهيد ثانى در مسالك قول محقق را در شرائع اصحّ دانسته و مىافزايد :
همهء اين موارد اضطرار است و منع شخص از اقدام به درمان در صورتى كه از طولانى شدن بيمارى بترسد يا بيم داشته باشد كه بهبودى سخت گردد ، حرج بر اوست و پيداست كه حرج - در دين - نفى شده است ؛ و در اين زمينه يقين شرط نيست ، بلكه غلبهء ظن - مانند نظاير آن - كفايت مىكند . « 1 »
سخن صاحب جواهر ، پس از تعريف محقق ، چنين است :
بلكه ظاهر تحقق اضطرار است با ترس بر نفس محترمى غير از خودش ، مانند زن باردار كه از آسيب به جنين بترسد ، يا مادر كه در تغذيهء شيرخوار بيم كند ؛ و نيز در اين موارد اضطرار محقق مىشود :
- با اكراه و اجبار .
- با تقيه كه بيم تلف نفس خودش يا نفس محترم ديگرى باشد .
- بيم از دست رفتن آبروى خودش يا آبروى شخص محترم كس ديگر باشد .
- بترسد مالش از بين برود و يا مال محترمى كه حفظ آن لازم است تلف شود .
- هر ضررى كه در حالت عادى قابل تحمل نيست .
- بيمارى كه مىترسد اگر چيزى نخورد بيمارىاش طولانى مىگردد يا درمانش دشوار مىشود .
در همهء اين موارد فرقى ميان سفر و حضر نمىباشد ؛ زيرا ملاك در اين زمينه صدق اضطرار است كه با ترس از ضررى كه عادتا تحمّلناپذير است محقق مىشود - هنگامى كه در نزد عقلا ترس به شمار آيد و تنها وهم نباشد - چه رسد به علم و ظن به ضرر ؛ بلكه گاه تحقق عرفى اضطرار ادعا شده ؛ با اينكه معارض با واجبى - حفظ نفس و مانند آن - نباشد . « 2 »
شيخ طوسى كه در نهايه اضطرار را به ترس از تلف تعريف كرده است ، در كتاب مبسوط مىگويد :
هامش
( 1 ) . مسالك الأفهام ، ج 12 ، ص 113 .
( 2 ) . جواهر الكلام ، ج 36 ، ص 427 .