بطلان عقد در اين فرع و نظاير آن به اين دليل است كه عقد از ابتدا اصلا محقق نشده است .
اسباب فسخ نكاح از نگاه فقيهان
فقيهان دربارهء اسباب فسخ اتفاقنظر ندارند ، بلكه در تعداد آنها اختلاف دارند . پس در مورد تعداد موجبات فسخ ، اجماع قاطعى وجود ندارد . البته در پارهاى از آنها اجماع وجود دارد ، امّا بعضى از فقيهان تعدادى ديگر را بر اسباب اضافه كردهاند .
نظر فقيهان در مورد عيبهاى زنان و مردان مختلف است . ما عبارتهاى فقيهان برجسته را ابتدا در مورد عيبهاى زن و مرد ذكر مىكنيم ، اگرچه عبارتهاى فقيهان در اين بحث يك سياق ندارد ؛ بعضى در يك عبارت بهطور خلاصه تعداد اسباب فسخ را مشخص كرده و برشمردهاند و عدهاى بىآنكه تعداد را ذكر كنند به بيان آنها پرداختهاند :
1 . شيخ طوسى ( 460 ه . ق ) دربارهء عيبهاى زنان فرموده است :
إذا تزوّج الرجل بامرءة فوجدها برصاء أو جذماء أو عمياء أو رتقاء أو مفضاة أو عرجاء أو مجنونة ، كان له ردّها من غير طلاق ؛ « 1 »
اگر مردى با زنى ازدواج كند ، آنگاه زن را مبتلا به برص يا جذام يا كور يافت ، يا او را رتقاء ( مخرج او بسته باشد و گوشتى به عنوان مانع از وطى وجود داشته باشد ) « 2 » يا مفضاة ( بكارت او از بين رفته باشد ) يا مجنون ديد ، بىطلاق مىتواند زن را رد كند [ و عقد زوجيت را فسخ نمايد ] .
و در كتاب مبسوط اسباب فسخ زوج را شش مورد برشمرده است . « 3 »
2 . علامهء حلّى ( 726 ه . ق ) نيز فرموده است :
عيوب الرجل أربعة : الجنون و الخصاء و الجبّ و العنّة . و عيوب المرأة سبعة :
هامش
( 1 ) . النهايه ، ص 485 .
( 2 ) . رتقت المرئة رتقا من باب تعب فهي رتقاء إذا استدّ مدخل الذكر من فرجها فلا يستطاع جماعها ( المصباح المنير ، ج 1 ، ص 264 ؛ مختار المصباح ، ص 98 ) .
( 3 ) . فقه الصادق ، ج 5 ، ص 265 .