1 - رنگ ؛ 2 - قوام ؛ 3 - بوى آن ؛ 4 - آنكه خون را در ظرفى پوششدار قرار داده و بعد از يك ساعت به آن نگاه مىكنند ، اگر خون خوشبو داراى قوام معتدل و رنگ آن طبيعى باشد سالم است .
خون صفراوى رقيقتر از معتدل و از سرخى به زردى مايل مىشود و بسيار گرم و بوى آن تيز و شديد است و دير لخته مىگردد و طعم تلخ دارد .
خون بلغمى به محض خروج رقيق و كمتر گرم است . زود غليظ و لخته مىشود و بويى ضعيف دارد اما اگر عفونى باشد ، بوى بد و تعفن مىدهد و بعد از يك ساعت آبى رقيق بر روى آن ظاهر مىشود .
خون سودايى غليظ و سياه و بويى بد دارد و بوى ترشى مىدهد و زود لخته مىشود . اگر مقدارى آب در آن بريزند و تكان بدهند رشته رشته مىشود ( چون ليف ) و از آن آبى كبود جدا مىشود . هرگاه اين سه نوع خون ، سوخته شود قوام يافته و غليظ مىگردد و بويى ناخوشايند مىدهد .
عوامل فساد خون
بر سه نوعند :
1 - شيوههاى بد تغذيه همراه با غذاهاى گرم و چيزهاى تند و تيز و شراب كهنه و آنچه مانند آن است .
2 - گرمى مزاج دل و جگر به خصوص در سالهاى جوانى و فصل تابستان
3 - فساد به علت تغيير انتظام فصلهاى سال و بادها و بارانها و غبارهاى فراوان .
خون در هر مزاج و سال عمر
مزاج سودايى خشك و خون آن تيره و مزاجهاى مرطوب سرد و تر و سرخى خون آنها كمتر است . رطوبت ، خون را غليظ مىكند . مزاج صفراوى رقيقتر است . اما در كودكان ، خون ، رقيق و ضعيف و در جوانان غليظ و سرخ و خون ميانسالان به سياهى مىگرايد و غليظ مىباشد و خون پيران رقيق و ضعيف ( كمرنگ ) است .
موارد فصد
كسى كه رگهاى او بازتر و آشكارتر و رنگ بدن او به سرخى يا سياهى مىگرايد و عضلات فراوان