همچنين اگر در زمستان نياز به فصد گردد و تأخير شود اختلالى به وجود مىآيد كه بايد فصد كرد ولى خون اندكى بايد خارج كرد . حايض و آبستن را نبايد فصد كرد مگر ضرورتى بزرگ باشد كه فصد واجب مىگردد ( اكلامپسى ) .
اگر در بدن خلط صفراوى شديد باشد ابتدا با مسهل لطيف ، صفرا يا قى ، بايد كاهش يا تسكين داد سپس فصد كرد و يا به تدبيرهاى لطيفكننده در خلطهاى غليظ اقدام كرد ، مانند گرمابه ، رياضت ( روزهدارى ) و سكنجبين كه با گياه زوفا پخته شده باشد .
در بيان اصولى كه در حال فصد بايد به آن توجه كرد
براى فصد به سالهاى عمر ، مزاج ، فصل ، حال و هواى شهر ، چاقى و لاغرى ، قوّت فم المعده ( دهانهى معده ) بايد توجه داشت . در اين حال طبيب بايد بگويد كدام رگ را بايد زد ، چه مقدار و تا چه زمانى خون گرفت زيرا فصد هم در صحت و سلامت نافع است و هم در علاج بيمارى قوى است .
ممكن است محل فصد درد كند و جراحت آن دير بسته شود در بسيارى از مواقع سبب فصد طبع خشك آدمى است . در انواع كليتها به فصد حاجتى نيست ( مگر در موارد التهاب و سرطان روده ) ، در فصد به رنگ خون بايد نگاه كرد اگر به سپيدى زد در همان لحظه بايد رگ را بست و هميشه بايد كوشيد كه فصد سبب حركت صفرا و غلظت و خامى خلط نگردد .
نشانههاى فراوانى خون بدن
نشانههاى فراوانى خون هفت نوع است :
1 - سرخى رنگ صورت
2 - دميدگى و پرى ( طول ، عرض ، ارتفاع ) رگها
3 - غليظى نبض
4 - حس سنگينى و ماندگى ، درون تمام بدن و اندامها
5 - احساس حرارتى خوش درون تمام اعضا
6 - سستى و دشوارى حركت