خشكى و خشكى را با رطوبت و فرمودهى رسول خدا را به كار مىبندم . آگاه باش كه معده ، كانون بيمارىهاست و پرهيز درمان بيمارى و من بدنم را به پرهيز عادت دادهام و امر همهى اينها نزد خداوند است . و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : آيا طب غير از اين است ؟ ! و آيا فكر مىكنى اين مطالب را از كتب طب آموختهام ؟ خير بلكه اين علم از طرف خداوند به ما عطا شده است .
امام صادق عليه السّلام از طبيب هندى سؤال كرد : آيا من داناتر به طب هستم يا تو ؟
هندى گفت : حتما من داناتر هستم !
امام فرمود : پس از تو سؤال مىكنم ؟
هندى گفت : سؤال كن !
امام از او بيست مسأله پرسيد او فقط گفت نمىدانم .
امام فرمود : اما من جواب همهى اينها را مىدانم و به تو مىگويم .
هندى گفت : جواب اين مسايل را بفرماييد !
امام فرمود : در سر انسان رگهاى زيادى است زيرا اگر اين رگها نبود سر خالى بود ، و هر آينه « سردرد » سريعتر ايجاد مىشد ولى اين مويرگها و انشعابات زيادى رگها باعث دورى سردرد مىشود .
و بر پوست سر مو را قرار داد تا به وسيلهى آنها روغن را به مغز برساند و از اطراف آنها بخار مغز خارج شود و سرما و گرما را از مغز دور كند و پيشانى را خالى از مو قرار داد تا جلوى عرق سر را بگيرد و داخل چشم نريزد همانطور كه نهرها در روى زمين آبها را در خود حبس مىكند .
و قرار داد بالاى چشمها دو ابرو براى اينكه نورى كه از خارج به چشم تابش مىكند كنترل شود . آيا نمىبينى اى هندى وقتى نور بر چشمان كسى غلبه مىكند دستش را بالاى آن مىگذارد تا اذيت نشود .
و بينى را بين دو چشم قرار داد تا نور را بهطور مساوى به دو چشم تقسيم كند .
و چشم را شبيه بادام قرار داد به خاطر اينكه دارو به دليل انحنا و شيب آن در چشم از گوشههاى آن جريان يابد و بيمارى و درد خارج شود و اگر چشم به شكل مربع يا دايره بود و چنين شيبى وجود نداشت امكان درمان و جريان يافتن دوا فراهم نبود .
و سوراخ بينى را در پايين چشم قرار داد تا مواد زايد مغز خارج شود و بوى مواد
دانشنامه طب اهل بيت ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 580
مساهمون: محمد دريايى
ص٥٨٠