تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تغذيه و خوراكى ها در فرهنگ طب الصادق ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
سرانجام ، در تدبير و حكمتى كه در اين همه هست ، بينديش ، اگر آن نيروى جذب‌كننده نبود ، چگونه انسان در جستجوى غذايى كه مايه‌ى برپايى جسم است . به راه مىافتاد ؟ اگر نيروى نگهدارنده نبود ، چگونه غذا در درون مىماند تا معده ، آن را هضم كند ؟ اگر نيروى گوارش نبود ، چگونه غذا پخته مىشد تا افشره‌اى كه خوراك بدن را تأمين مىكند و رخنه‌گاه‌هاى آن را پر مىكند ، از آن بيرون كشيده شود ؟ و اگر آن نيروى دفع‌كننده نبود ، چگونه فضولات كه هاضمه برجاى مىگذارد ، يك‌به‌يك ، از بدن رانده و بيرون فرستاده مىشد ؟ اكنون مگر نمىبينى كه چگونه خداوند به صنع دقيق خود و حسن تقدير خويش ، اين نيروها را به خدمت بدن انسان و انجام دادن آنچه درستىاش در آن است ، گمارد ؟ در اين‌باره ، برايت مثالى مىآورم . جسم انسان ، سراى پادشاهى را مىماند كه در آن ، خدمتگزاران ، غلامان سبك‌پاى و سرگماشتگانى هستند و كار سراى را برعهده دارند : يكى ، نيازمندىهاى خدمتگزاران را فراهم مىآورد و در اختيارشان مىنهد ؛ يكى آنچه را آمده است ، تحويل مىگيرد و براى فراورده شدن و آماده شدن به انبار مىسپرد ؛ ديگرى آن را آماده و پرورده مىسازد و مىپراكند ؛ و ديگرى ، آلودگى را از خانه مىپالايد و بيرون مىبرد . در اينجا نيز ، آفريدگار حكيم و پروردگار جهان و جهانيان ، همان پادشاه است . پيكر انسان ، آن سراى است . خدمتگزاران ، اندام‌هاى بدن‌اند ، و سرگماشتگان نيز همان چهار نيرو هستند . شايد گمان كنى آنچه دربارهء اين چهار نيرو و عملكرد آنها پس از بيان كلّى درباره‌شان آورده‌ام ، زيادت و افزونى است ؛ امّا نه آنچه گفتم ، بر سياق آن چيزى است كه در كتاب‌هاى پزشكان آمده ، و نه سخن ما دراين‌باره به‌سان سخن آنان است ؛ چه ، آنها اين آگاهى را به عنوان چيزهايى كه در فنّ طبابت و تندرستى بدان نياز است ، يادآور شده‌اند و ما آنها را به عنوان آنچه در درستى