هست ، آگاه ساختم ؛ امّا در اين اندامها ، افزون بر آنچه يادآور شدم ، منافعى ديگر نيز هست :
حنجره ، جايى است كه اين نسيم ، از آن به سوى ريه راه مىگشايد تا با تنفّس دايمى - كه اگر اندكى متوقّف شود ، انسان مىميرد - قلب را باد بزند و خنكش گرداند .
با زبان ، مزهها احساس مىشود و انسان ، مىتواند آنها را از هم بازشناسد و هريك را به تنهايى تشخيص دهد : شيرين را از تلخ ، ترش را از ملس ، شور را از گوارا ، و خوشمزه را از بدمزه ؛ افزون بر اينكه همين اندام ، بر فروبردن آسان خوردنىها و نوشيدنىها يارى مىرساند .
دندانها ، غذا را مىجوند تا نرم شود و گوارش آن ، آسان گردد . دندانها با وجود اين ، تكيهگاهى براى لبهايند كه از درون دهان ، آنها را نگه مىدارد و تقويت مىكند . گواه ، آنكه مىبينى كسى كه دندانهايش ريخته ، لبهايش نيز افتاده و حركت آنها نابهسامان است .
با لبها نوشيدنى مكيده مىشود تا آنچه از نوشيدنىها به درون مىرسد ، به اندازه و سنجيده باشد ؛ نه يكباره به درون فروريزد و شخص از آن گلوگير گردد يا درون را بيازارد . دو لب ، افزون بر اين ، به دو لنگهى در هماهنگ مىمانند كه بر روى دهان ، بسته مىشوند و انسان ، هرگاه بخواهد ، آنها را باز مىكند و هرگاه بخواهد ، مىبندد .
در آنچه از اين حقايق وصف كرديم ، اين نكته روشن مىشود كه هريك از اين اندامها ، بهگونهاى ويژه عمل مىكنند و هريك ، منافعى چند دارند ، آنسان كه يك ابزار ، به چند كار مىآيد ؛ همانند تيشه كه هم در نجّارى از آن استفاده شود ، هم در كندن و هم در ديگر كارها . . . .
اى مفضّل ! چهكسى در حلق ، دو روزن قرار داده است : يكى براى خروج صدا - و اين ، همان حلقوم ( ناى ) است كه به ريه مىپيوندد - و ديگرى براى
تغذيه و خوراكى ها در فرهنگ طب الصادق ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 69
مساهمون: محمد دريايى
ص٦٩