وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً وَ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ »
فالخير : الصّحّة و الغنى ، و الشرّ : المرض و الفقر ، ابتلاء و اختبارا . يعنى در اين سخن خداوند ، خير ، همان تندرستى و بىنيازى ، و شر نيز همان بيمارى و فقر است كه آزمون و امتحان هستند .
تعريف بيمارى
از بزرگترين گرفتارىها
امام صادق عليه السّلام : چهار چيز است كه اندكش هم بسيار است : آتش ، دشمنى ، تهىدستى و بيمارى .
شمارى از حكمتهاى نهفته در بيمارىها
امام صادق عليه السّلام - در پاسخ به مردى زنديق كه پرسيده بود : كودك خردسالى كه نه گناهى كرده و نه جرمى از او سر زده ، به چه سبب ، مستحقّ دردها و بيمارىهايى شده است كه به وى مىرسد - : بيمارى بر چند گونه است : بيمارى آزمون ، بيمارى كيفر و بيمارىاى كه علّت مرگ قرار داده شده است . امّا تو مدّعى هستى كه آن از خوراك نامناسب ، نوشيدنى آلوده و بيمارىاى است كه در مادر وى وجود داشته است و گمان مىكنى كه هركس ، بدن خويش را درست تدبير كند و در احوال خود ، نيك بنگرد و در آنچه مىخورد ، سودمند و زيانآور را از همديگر بازشناسد ، بيمار نمىشود . تو در اين دعوى خود ، به [ عقيده ] كسانى مىگرايى كه مىپندارند بيمارى و مرگ ، جز از خوردنىها و نوشيدنىها نيست . ارسطو ، استاد طبيبان بود . افلاطون ، سرآمد حكيمان بود و جالينوس ، پير و پرتجربه بود ؛ امّا نتوانست مرگ را آن گاه كه در آستانهى وى فرود آمد ، از خويش براند . همه مردند ، درحالىكه در حفظ خويش و در انديشيدن به آنچه با بدن سازگار است از هيچ كوششى فروگذار نكردند . چه بسيار بيمارى كه درمانكنندهى او را بيمارى افزوده است و چه بسيار طبيب داناى آشناى به دارو و درمان ، كه خود مرده و [ در برابر ]