مرض قند يا ديابت يا دولاب
اطباء قديم مرضى را كه امروزه بيمارى قند يا ديابت ناميده مىشود مرض دولاب مىگفتند . دولاب يعنى محلى كه آب از يك طرف وارد و از سوى ديگر خارج گردد و چون تا اين اواخر هورمنها شناخته نشده بودند اين بيمارى را از روى عوارض آن مداوا مىكردند و اغلب نيز مفيد واقع مىشد و بخصوص موقعى كه بيمارى كهنه و مزمن نشده بود خيلى زودتر مداوا مىگرديد سبب اين مرض را حرارت كليه مىدانستند البته حرارت خارج از حالت طبيعى .
برابر طب سنتى مزاج اينگونه افراد نرم و داراى ترهل بدن مىباشند يعنى گوشت آنها نرم است رنگ پوست بدنشان سفيد كمرنگ كه بزردى مايل مىباشد گاهى زير پلكهايشان نفخ مىكند و جوع و عطش مفرط و ادرار فراوان دارند . پس از پيشرفت علم پزشكى معلوم شد كه در ادرار اينگونه افراد مقدارى قند وجود دارد .
مداوا - هر چيزى كه عطش را كم مىكند مانند غذاها و دواهاى مبرد ( سردمزاج ) و قوابض مانند رب انار و خود انار و دوغ و ماست و سكنجبين و از دواها اول بايد به آنها منضج داده شود مانند بنفشه و عناب و سپستان و تخم كاهو از هركدام دو مثقال و پوست خشخاش يك مثقال و اگر پوست خشخاش نباشد از تخم خشخاش دو مثقال منظور كنند .
مجموع را جوشانده و آب صافشده آن را ميل نمايند و روز بعد مقدار چهار مثقال مغز ميوه فلوس و چنانچه فلوس نباشد 7 مثقال سولفات دوسود را در آب جوش حل كرده و پس از سرد شدن قبل از صبحانه ميل مىكنند و آن روز چائى و نان نمىخورند و غذا كته كم چربى باشد و همراه آن اشربه بارد مانند آب خنك مصرف مىنمايند .
علاوه بر علائمى كه ذكر شد در بيماران قندى خستگى ، خارش پوست بدن و اگر شديد باشد عفونتهاى پوستى درازمدت و كاهش وزن بدن و احساس درد در دستها و