تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥

پيله چشم

در ارمك كاشان برگ انجير را روى پلك يا التهاب چشم مىگذارند ( آرورى ، ص 71 ) در هزاوه براى درمان پيله چشم سر بيمار را در شكم گوسفندى كه تازه سر بريده فرو مىبردند ( ضيغمى : 166 ) در گيلان جگر سفيد گوسفند را بر پلك مىبندند ( ميرشكرايى ، ص 471 ) در همدان سنگ مغناطيس و نبات مصرى باهم سلايه نمايند و در چشم اندازند ( اذكايى ، ص 355 ) .

گل افتادن چشم

در گيلان : 1 . سفيدآب دانه را با شير زن دختر زاييده مخلوط مىكنند و دور چشم مىمالند تا گرمى چشم بر طرف گردد . 2 . جوهر سرخ را دور چشم بيمار مىمالند ، و مقدارى از آن را در چشم مىريزند تا خون جمع شده در چشم از بين برود . 3 . خنكى به بيمار مىدهند ( پاينده : 263 ) .

ورم ملتحمه

در خراسان مخاط چشم جوش بزند ، برمىگردانند و با يك حبه قند جوش‌هاى آن را مىتراشند ( شكورزاده : 248 ) . در راور گريهء مو « 1 » تجويز مىشود ( كرباس راورى : 156 ) . در ميبد كلفت شدن پلك را از عوارض تراخم مىدانستند ، كه با حبهء قند گوشت زيادى آن را مىتراشيدند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) .

كم‌سو شدن

در لرستان سرمه مىكشند ( اسديان و ديگران : 264 ) .

تراخم

در ميبد بامرون « 2 » يا چشم ( كه دانهء گياه و شبيه عدس بود ) كف دريا ، خون سياوشون ( نوعى صمغ است ) تجويز مىشد . از عوارض تراخم ، مويى بود ، به نام موى دزد كه در پلك مىروييد ، و هرچند روز يك‌بار بايد آن را با موچين از جا درمىآوردند ، هر صبح با چاى چشم را مىشستند ،
هامش
( 1 ) . قطرات مايعى كه بر اثر قطع تنه يا شاخهء مو در محل قطع شده بيرون مىآيد ( همان‌جا ) . ( 2 ) .b merun
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى ) — صفحة 65 | محمد سعيد جانب اللهى