پسرزايى :
در خراسان روزى كه اولين آثار حمل در زن حامله مشاهده شد ، براى پسر شدن مولود يكى از محارم و كسان او كلمهء محمد را روى پهلوى راستش مىنويسد . سابقا نزد دعانويس مىرفتند و او شكل حضرت سليمان را روى پهلوى راست زن مىكشيد ( شكورزاده : 130 ) « 1 »
پاور زدن :
در ميبد براى درمان كسى كه بىاختيار پايش به سنگ مىخورد بايد در سراشيبى ادرار كند به طورى كه ادرار به زير پايش برود ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) .
دندان درآوردن كودك :
در قزوين وقتى كودك مىخواهد ، دندان دربياورد يك ديگ گندم مىپزند ، اهل خانه و بستگان مىخورند ، يا براى آنها مىفرستند . مقدارى هم به نخ مىكشند و به عنوان دندانكشه به كلاه بچه مىآويزند ، بر اين باورند كه با اين عمل كودك به سهولت دندان درخواهد آورد ( گلريز : 369 ) .
دير پا گرفتن بچه :
در قزوين اگر بچه دير پا بگيرد ، او را سوار سگ مىكنند و دور حياط مىگردانند و بر اين باورند كه پاى بچه باز مىشود ( گلريز : 366 ) .
در خرمشهر اگر بچهاى دير راه بيفتد بچههاى بزرگتر او را در زنبيلى مىگذارند و به در خانهها مىروند و مىگويند : به اين چلاق يك چيزى بديد تا بلند بشه و راه بيفته هركس مقدارى نخود ، لوبيا و يا هر چيزى كه براى پختنش لازم است ، به بچهها مىدهد ، مواد مزبور را به خانه مىآورند و با آن آش مىپزند كه مقدارى از آن آش را به بچه مىدهند ، مقدارى از آن در آب مىريزند و بقيه را به فقرا مىدهند ( سليمزاده : 30 ) .
در جزيرهء قشم نيز مراسمى مشابه اين دارند ، با اين تفاوت كه بچهها به ترتيب خاصى دو طرف زنبيل را گرفته درحالىكه مثل يك تخت روان حركت مىدهند ، به درب خانهها مراجعه كرده و با صداى بلند مىخوانند :
كندو پا نداره خيرش بكن به كندو * تا كندو پا بگيره
حد اقل به در شش خانه مراجعه مىكنند و بعد بچه را به نزد مادر بازمىگردانند ( نوربخش : 428 ) .
در راميان ( استان گلستان ) اگر كودكى به سن پنج يا شش سالگى برسد و راه نيفتد ، او را در ظرف سبدگونهاى به نام تسكن « 2 » مىگذارند و با طنابى به طول دو برابر قد بچه اگر پسر باشد ، به سگ نر و اگر دختر باشد ، به دم سگ ماده مىبندند . مادر با چوب سگ را وادار به حركت مىكند ، تا پنج يا شش قدم كه معادل طول عمر بچه است راه برود ، سپس بچه را از تسكن بيرون مىآورد و بر اين باورند كه چند روز بعد بچه راه خواهد افتاد ( يازرلو : 31 ) .
هامش
( 1 ) . بنگريد جامع الدعوات ، ص 201 .
( 2 ) .taskan