سالك :
يا به اصطلاح هشتگرد گرندوم « 1 » كه پشت دست يا روى صورت مىزد ، بايد كسى كه نانخور دولت بود ، در يك روز چهارشنبه دعاى « ان برموا امرا فانما مبرمون » را بخواند و دور آن را خط بكشد ( جانب اللهى ، 1372 ، ب : 29 ) .
نذردرمانى
نازايى :
در خراسان
1 . زنان نازا نذر مىكنند كه اگر صاحب اولاد شوند ، سه تا هفت سال موى سر فرزند خود را كوتاه نكنند و پس از پايان اين مدت هموزن موى سر فرزند خود طلا يا نقره بخرند و به نزديكترين امامزاده تقديم كنند .
2 . از مجلس روضهخوانى يك استكان يا يك قاشق پنهانى به عنوان گرو برمىدارند و نذر مىكنند كه اگر بچهدار شدند ، شش استكان يا قاشق به جاى آن بخرند و به مجلس روضهخوانى رد كنند .
3 . آجيل مشكلگشا نذر مىكنند ( شكورزاده : 121 - 122 ) .
در ميبد
1 . در شب بيست و هفتم رمضان از هركس در مسجد يك ريال گرفته و پيراهن بيست و هفتم مىدوزند ، البته تا آخوند بر منبر است بايد بريده و دوخته و پوشيده شود ( حيدريهزاده 1357 : 81 ) .
2 . صدقه : چهل و يك يا چهل و دو نان صدقه مىدهند .
سختزايى :
در ميبد شمعى كه از مشهد براى دستهء شام غريبان آوردهاند نيمسوخته از دست سينه زن مىگيرند و خاموش مىكنند و نزد خود نگه مىدارند و آن را بالاى سر زن سختزا روشن مىكنند .
شكرشفا :
در تنگستان وقتى كسى دچار تب مىشد ، سه حبه قند را به نام شكر شفا نيت كرده پاى درختى به همين نام خاك مىكردند . سپس يك شاخه از شكر شفا را كنده به خانه مىآوردند و مىگفتند شكر شفا ، شكر از من شفا از تو كه بچهام خوب شود ( منصورىزاده و ديگران ، بىتا : 176 ) .
آكله :
در بيده ميبد به اصطلاح عباسعلى مىكردند ، يعنى گوسفند نذر حضرت عباس مىكردند و مىكشتند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . اصولا يكى از نذورات بسيار متداول در ميبد نذر ابو الفضل بهخصوص براى شفايابى است كه بيشتر قربانى است و شامل گوسفند ، گاو و حتى شتر است . گاو و گوسفند نر را از همان به دو تولد به اسم ابو الفضل مىكنند به اين نيت كه وقتى به سن رشد رسيد قربانى كنند ( جانب اللهى ، 1385 : 85 ) .
هامش
( 1 ) .garandum