انگشتانه را از زمين بردارد اگر در يكى از سه روز موفق شد ، حتما حامله خواهد شد .
در غير اين صورت سه روز ديگر قبل از صرف صبحانه دو عدد پياز درسته محكم به دو كشالهء رانش مىبندد و با همان حالت تمرين فوق را مجددا تكرار مىكند و نيم ساعت بعد پيازها را دور مىاندازد و عقيده دارد ، اينبار حتما حامله خواهد شد ( شكورزاده : 122 ) .
استفراغ :
در طالبآباد اگر به بچهاى حالت استفراغهاى متوالى دست دهد ، مىگويند تول گرفته است . بچه را نزد تولگير برده ، زن تولگير به شدت فوتى در دماغ بچه كرده كه استخوان كوچكى از دهان بچه بيرون مىافتد ، يا با دست بيرون مىآورد ( صفىنژاد : 410 ) .
قولنج :
در هزاوه عامل آن را سرماخوردگى مىدانند و عارضهء آن دلدرد شديد است كه بايد قولنج بيمار را بشكنند . براى اين كار هر دو دست بيمار را تا آنجا كه بالا مىرود از پشت كمرش بالا مىبرند ، سپس او را در بغل مىگيرند و بالا نگه مىدارند تا صداى شكستن قولنج شنيده شود ( ضيغمى : 172 ) .
بچهميرى :
در بافق او را لاى دو در مسجد مىگذاشتند و به اصطلاح تركوش « 1 » مىكردند . يعنى با در به بدنش فشار وارد مىآوردند تا به گريه بيفتد و بگويد جفت قبول مىكنم ( جانب اللهى ، 1384 : 126 ) .
در خراسان بچه را بر بالاى بام مسجد مىبرند و در آنجا پشت گردن او را سه بار مىفشارند و مىگويند پشت قبول كن ( شكورزاده : 157 ) .
كمردرد :
در بافق بيمار را مىخوابانند و يك نفر دو طرف كمر بيمار را محكم بالا مىكشد و آن را ماساژ مىدهد ( جانب اللهى ، 1384 : 124 ) .
نازايى :
در ميبد زنى كه حامله نمىشد ، بايد اسونه « 2 » اش بگيرند . براى اين كار ماماچه زن را به پشت مىخوابانيد ، دست راست او را از وسط دو پا و از زير پاى چپ عبور مىداد و از پشت بالا مىكشيد و دست چپ را از زير پاى راست عبور مىداد و از پشت به سمت بالا مىكشيد . بعد از اين عمل تا سه روز بايد مرغ و مشك و ترامشك « 3 » بخورد . نبايد دست در آب بگذارد و زياد حركت كند و نيز سه روز اول قاعدگى هر روز روغن به اطراف ناف و بعد شانه و پشت و همه جاى بدن بمالد ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) .
گلودرد :
در لرستان گلودرد خفيف را ناشى از افتادن سر بيمار از بالش مىدانند كه براى درمان آن به شيوههاى زير عمل مىكنند :
1 . زنى كه دوقلو زاييده باشد ، سر بيمار را زير دامن خود مىكند و با لبهء دامن سه مرتبه چانهء
هامش
( 1 ) .tarakus ?( 2 ) .osuna( 3 ) .mes ? k - o - tar mes ? k