تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
باقلاى مازندرانى عده‌اى در اثر خوردن اين مواد دچار كم‌خونى خاصى مىشوند كه به آن باقلازالى يا خالوزالى ( فاويسم ) مىگويند ، در اين فصل افراد مخصوصا كودكان بايد از دوشاب خاصه اربا دوشاب « 1 » استفاده كنند . در اين دو شيره مقادير زيادى مواد قندى خاص هستند كه به دفع بيمارى و يا عدم ابتلا به آن كمك مىكنند . 4 . همچنين براى عوارض غذاهاى گرم ، خوردن ماست و در مقابل غذاى سرد و مرطوب خوردن نبات و مغز هل را تجويز مىكردند ( تائب : 35 - 36 ) .

سرخك :

در ميبد بايد مواظب باشند ، چشم ناپاك به بچه نيفتد ، حتى زن و شوهر در فاصلهء بيمارى بچه باهم نمىخوابيدند . سرخك اگر به چشم بگيرد ، كور مىكند . بچه نبايد تنها بماند ، بايد آبگوشت عدسى به بچه بدهند كه سرخك بهتر در بريزد . به مريض گرمى بدهند و مراقب باشند ، كه بو نخورد ( بوى سرخ‌كردنى ، سوختنى و نظاير آن ) كه سرخك به اصطلاح تومريزه ( به داخل بدن منتقل مىشود ) و سياه مىشود و به پهلو مىگيرد و بچه درد پهلو مىشود ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) .

خوراك‌درمانى

شب‌ادرارى :

در بافق كليهء گوسفند نر را كباب كرده به بيمار مىدهند ( جانب اللهى ، 1384 : 123 ) .

گلودرد :

در بافق براى درمان تخم‌مرغ نيم‌رو يا شير گاو مىخورند ( همان‌جا ) .

سياه‌سرفه :

در شوش از غذايى به نام يريشه « 2 » كه با بلغور گندم و هل و روغن و فلفل و پياز مىپزند ، براى درمان سرفه استفاده مىكنند ( تراب‌زاده و ديگران : 145 ) .

سينه‌درد :

در بافق براى درمان شير گاو مىخورند ( جانب اللهى ، 1384 : 123 ) .

خارش :

در خراسان براى درمان خارش آش قره‌قوروت و آش جو با سركه و آش سكنجبين و آلو و زرشك و آب‌غوره مىخورند ( شكورزاده : 244 ) . در اصفهان عصارهء پوست گردو مىخورند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) .

آبله :

در لرستان بند جگر سياه و سفيد را مىپزند و به بيمار مىدهند ( اسديان خرم‌آبادى و ديگران : 275 ) .

گردن‌درد :

در لرستان خيك جاى عسل را به گردن مىبندند ( همان : 267 ) .

رطوبتى :

در خراسان براى دفع رطوبت بدن چند روز متوالى شير شتر يا عسل مىخورند
هامش
( 1 ) . شيرهء آربا ( خرمالوى وحشى ) يا انگور دوشاب . ( 2 ) .yeris ? a