دير راه افتادن كودك :
در ايلام و لرستان اگر بچهاى دير راه بيفتد ، تخم مورچه زير زانوى او مىمالند ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 254 ) .
بند انداختن :
در ميبد براى اينكه بعد از بند انداختن صورت جوش نزند و مجددا مو نرويد بايد تخم مورچه بمالند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) .
دمل :
در ايرانشهر حشرهء سياهرنگى را كه اغلب در زير حصير خانهها زندگى مىكند مىگيرند و مىكشند ، مقدارى از آب بدن يا رطوبت آن را روى زخم مىمالند ( جانب اللهى ، 1381 : 259 ) .
در آبكنار حلزون را مىكوبند و روى دمل كور مىگذارند تا برسد و سر باز كند ( ميرشكرايى 1374 : 472 ) .
هذيان :
در خراسان اگر مبتلا به مرض حصبه به هذيان يا حالت جنون افتاده باشد ، چند عدد كرم لب جو را در هاونى مىكوبند ( به روايتى زندهء آن را ) و در دستمالى مىپيچند و روى سر مريض مىگذارند ( شكورزاده : 243 متن و پانويس ) .
كرمك :
در اردكان خرخاكى را مىكوبند و به كمك پنبهاى به بچه شياف مىكنند يا آن را در دهانهء مقعد له مىكنند ، آب آن اثر دفع كرمك دارد ( طباطبايى : 700 ) .
زردى :
كوهنشينان گيلان كرم خاكى را له مىكنند و آب آن را مىگيرند و به بيمار مىدهند ( پاينده : 259 ) .
زگيل :
كردها قرمزدانه يا كفشدوزك را له مىكنند و خونابه آن را روى زگيل مىمالند ( صفىزاده : 23 ) .
در ميبد سوسكى را گرفته پاهاى آن را روى زگيل مىكشند و بعد آن را در پنبه پيچيده در سوراخ ديوار مىگذارند ، هروقت سوسك از بين رفت ، زگيلها نيز از بين مىرود ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . اين شيوهء درمان در بافق نيز رايج است ( جانب اللهى ، 1384 : 125 ) .
در روستاى درام آخوندك را روى دانهء زگيل مىگذارند تا دانه را بخورد ( سپهرفر و ديگران : 238 ) .
سالك :
در خراسان زالويى در ادرار سگ مىاندازند و سپس آن را له كرده روى سالك مىگذارند ( شكورزاده : 256 ) .
شاشبند :
در خراسان يك شپش يا يك فضلهء موش در دهانهء آلت مىگذارند . سپس اندكى وسمه بر پشت زهار مىمالند ( شكورزاده : 261 ) .
در دشتستان براى پيشگيرى از شاشبند شدن نوزاد تار عنكبوت پشت مثانه او مىگذارند ( منصورىزاده ، شمس الدينى : 195 ) .
در زنجان عقرب سياه را سوزانده ، دود آن را به بدن كودك مىرسانند يا با روغن كرچك