مناجاتخوان به بالاى درخت يا تالار خانه مىرفت و مىخواند : درهاى اميد بر رخم بسته شده ، بگشاى خدايا كه گشاينده تويى . الهى به خون گلوى حسين بگشاى خدايا كه گشاينده تويى ، يا اللّه يا مقلب القلوب ، الهى به حق هشت و چارت بگشا ، بگشاى ! خدايا كه گشاينده تويى . يا اللّه يا مقلب القلوب ( بشرا ، طاهرى : 25 - 26 ) .
- هنگام زايمان براى آسانزايى يك نفر درحالىكه پاى راست خود را روى شانهء زائو گذاشته بود سورهء مريم را مىخواند . يك عدد تخممرغ را از گوشهء بالاى در خانه به زمين مىانداختند .
گياه پنجهء مريم خشكيده را در ظرفى پر از آب مىگذاشتند تا با شكفتن آن زائو از درد زايمان فارغ شود . ( عبدلى : 108 ) .
سختزايى
در گيلان دختران نبايد در اتاق زايمان حضور داشته باشند كه زائو سختزا مىشود و يا سختزايى زائو به آنها سرايت مىكند . اگر دخترى وارد اتاق مىشد براى رفع سختزائى زائو دامن دختر را چاك مىدادند . زن حامله را هم به اتاق راه نمىدادند و باور داشتند ممكن است سختزايى را به هم منتقل شود . اگر زن حامله در اتاق زايمان حضور مىيافت انگشت بزرگ پاى او را با باريكهاى از پارچه مىبستند و مىگفتند : درد تو مال تو درد زائو مال خودش . با اين كار هيچيك سختزايى را از ديگرى نمىپذيرفت ( بشرا ، طاهرى : 27 ) .
مردم ميبد معتقدند زن حامله اگر طاقباز بخوابد يا دست بلند كند بچه در شكمش برمىگردد و زن هنگام زايمان دچار مشكل مىشود ( جانب اللهى ، 1390 : 393 ) .
ارامنهء اصفهان بر اين باورند كه زن حامله براى پيشگيرى از سختزايى بايد اگر با كسى قهر است آشتى كند ( قوكاسيان : خوشه ، ش 16 ) .
در قزوين اگر زاييدن زن به طول بكشد ، چنگ مريم ( پنجه مريم ) در آب زده به او مىدهند ( گلريز ، 1337 : 365 - 366 ) .
در دليجان روده غربال « 1 » را سوزانده به بدن زن مىمالند ( نوبان و ديگران : 235 ) .
در سيستان زنانى كه دچار مشكل زايمان مىشدند سنگى كه داراى اشكال گاو و شتر بود و ساربانها داشتند مىگرفتند و آن را در آب مىانداختند و آب آن را مىخوردند . ( جانب اللهى 1381 :
244 ) . در ميبد براى رهايى از اين وضع بر اين باور بودند كه اگر آب هندوانه به زائو بدهند روى
هامش
( 1 ) . منظور شبكهء غربال است كه از زائدههاى زهتابى روده يا پوست گوسفند مىبافند .