در الموت از گياه محلى رومانج « 1 » استفاده مىشود ( حميدى و ديگران ، 1384 : 223 ) .
كردها : بابونه ، دارچين ، پامچال ، اسفناج و بيد تجويز مىكنند ( صفىزاده : 180 ) .
تبلازم ( سل )
تبى است كه قطع نمىشود . در ميبد براى درمان آن ، گلگاوزبان مىخوردند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) .
تب سيك « 2 »
همان تب نوبه يا مالارياست كه بيمار بيشتر هنگام صبح تب مىكند .
در ايلام و لرستان براى درمان آن از روشهاى زير استفاده مىشد :
1 . خوردن عرق پوست بيد
2 . خوردن عرق كاسنى
3 . خوردن گنهگنه ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 275 ) .
در سيستان نام ديگر آن تب و لرز است كه براى درمان ، صبح قبل از صبحانه هندوانه مىخوردند و بيمار را در پوست نيز مىكردند ( جانب اللهى ، 1381 : 244 ) .
در خراسان پوست بيد و تخم كاسنى و ريشهء گنهگنه را در كاسهاى كه محتوى عرق بيد باشد مىريزند و شب كاسه را در حياط مىگذارند تا نور ستاره به آن بخورد و خاصيت پيدا كند ، صبح محتوى كاسه را در پارچهء نازكى مىريزند و شيرهء آن را مىكشند و به مريض مىدهند ( شكورزاده : 240 ) .
در اردكان با تقويت عمومى درمان مىكنند ، صبح ناشتا جوشاندهء پوست بيد و خارخسك و عناب و برگ سياوشان و سيخ شاهتره ميل مىكنند ، خوردن عرق بيد نيز مفيد است ، دانهء انگوره توره خشك را با گل بارد و سپستان و گل نيلوفر مىجوشانند و صاف مىكنند و با شكر شيرين مىكنند و مىخورند . بايد روزى نيمگرم پوست گنهگنه نيز مصرف كنند ( طباطبايى : 675 ؛ نيز - جادودرمانى ؛ پرندهدرمانى ) .
تب روده ( حصبه )
در لرستان و ايلام براى درمان از روشهاى زير استفاده مىكنند :
هامش
( 1 ) .rum j( 2 ) .seyak