اعضاست با اينكه قطرش از چند سانت بيشتر نيست قادر به درك هفت ميليون رنگ و سايه مختلف نمود و . . .
در شمارش نعمتهايش مغزهاى متفكران متحير ، چشمهاى بينندگان مبهوت ، قلمهاى نويسندگان مكسور و زبانهاى فصيحان گنگ و خاموش است .
« خَلَقَ فَسَوَّى »
و پس از خلقت تسويه كرد همه چيز را در جاى خود و به ميزان لازم قرار داد
( وَ وَضَعَ الْمِيزانَ )
كه هركس از اين ميزان سركشى كند ناقص شود و عضلات چشم كه همچون نخهايى اين جام جهانبين را به ارادهء انسان به اين سو و آن سو مىكشند نيز طبق اين قانون اگر به اندازه ذرهاى ( حتى نيم ميليمتر ) از مبداء خود تغيير مكان يابند ، چشمى كه هماره ممدوح شعرا و ادباست احول و معوج و نازيبا مىگردد و انحرافات چشم بوجود مىآيد .
در حال حاضر كه در خصوص رنگ از نظر اپتومترى و روانشناسى و با نگاهى به آيات قرآن و احاديث مقاله مىنويسم مايلم پيشگفتار ادبى و عرفانى فوق الذكر را تقديم نمايم .
تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد !
مقدمه :
يكى از روشنترين و بزرگترين نعمتهاى الهى بر ما چشم است كه بدون آن امكان رويت اينهمه رنگ و نور در جهان متصور نبود و بيش از 70 % از اطلاعات ما توسط آن كسب مىشود .
اين نعمت كه آن را در احاديث « كريمه » نيز مىنامند آنچنان عزيز و با ارزش است كه در سوره مباركه « بلد » پس از سوگندهاى فراوان به مكه و وجود مبارك نبى اعظم ( ص ) و حضرت ابراهيم و اسماعيل ( ع ) در نهايت پس از سؤالهاى دشوار
« أَ يَحْسَبُ أَنْ لَمْ يَرَهُ أَحَدٌ »
آيا انسان گمان كرد كه كسى او را نديد با اشاره مستقيم به چشم مىفرمايد :
« أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ ؟ ! »
آيا ما برايش دو چشم بينا خلق نكرديم ؟
علاوه بر آن كلمه بصير و بصيرت در بسيارى از آيات قرآن مورد استفاده قرار گرفته و يكى از اسماى حسنى نيز اسم مباركه « بصير » بهمعناى بيناست
« اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ » *
و يا اسم