تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
كربوهيدراتى با شاخص گلايسميك پايين به دليل ساختار مولكولى ساده‌اش به راحتى و در مدت زمان كوتاهى در مقايسه با كربوهيدرات‌هايى با شاخص گلايسميك بالا كه بطور گسترده در چنين مطالعاتى استفاده شده‌اند ، در بدن جذب شده و از طرف ديگر مصرف اين گروه از كربوهيدراتها سيستم انسولين را كمتر تحريك كرده و درنتيجه سطوح انسولين را كه سطوح افزايش يافته آن در فعاليت‌هاى ورزشى به‌عنوان يك عامل مزاحم شناخته مىشود كمتر دستخوش تغييرات مىنمايد ( 9 ) . نتايج اين پژوهش در مورد اثر محلول بر تعداد لكوسيتها ، نوترفيلها و لنفوسيتها نشان داد به رغم افزايش معنىدار اين متغيرها بلافاصله پس از فعاليت در گروههاى محلول و محلول نما ، برگشت به حالت اوليه و پايه در گروه محلول سريع‌تر و معنىدار بود . اين نتايج با يافته هاى تحقيقات گابريل ( 2002 ) ، ( بررسى اثر مكمل كربوهيدرات 6 و 12 درصد در طى فعاليت دوچرخه‌سوارى با شدت 70 درصد
( V o 2 max
، استرائوس ( 2005 ) ، ( بررسى اثر مكمل كربوهيدرات 6 درصد طى 90 دقيقه دويدن روى نوار گردان با شدت 70 درصد
( V o 2 max
و صادق ( 1380 ) ( اثر مصرف كربوهيدرات بر واكنش سلولهاى ايمنى در طى يك ساعت ركاب زدن با شدت 70 درصد
( V o 2 max
همسويى داده و مغاير با يافته‌هاى بىشاب ( 1999 ) ( اثر مكمل كربوهيدرات در طى 90 دقيقه فعاليت در يك پروتكل ويژه فوتبال ) و ابراهيم ( 1383 ) ( تأثير گلوكز 5 درصد قبل از فعاليت هوازى بيشينه ) است ( 1 - 3 - 17 - 22 ) . همچنين در اين پژوهش در گروه محلول ، محلول عسل از تغييرات بيشتر گلوكز خون در هنگام فعاليت و ريكاورى جلوگيرى كرد و غلظت گلوكز خون را در مرحله ريكاورى در سطح بالاترى حفظ كرد كه اين نتايج هم با يافته‌هاى گابريل ( 2002 ) ، استرائوس ( 2005 ) ، بىشاب ( 1999 ) ، صادقى ( 1380 ) همخوانى دارد و مغاير با يافته‌هاى ابراهيم ( 1383 ) ، است .
اين بس كه خدا بگفته اندر قرآن * آن فيه شفا بود ز بهر انسان
علت اين تفاوت‌ها را مىتوان به عواملى چون زمان ، شدت و مدت فعاليت ، رژيم غذايى ، تراكم هورمون‌ها و سيتوكين‌ها ، تغييرات دماى محيط و رطوبت نسبى ، دماى بدن و