جارى شود و چون فرد افراط در گرمى و تحليل نمايد ، ذبول و لاغرى در بدن ظاهر شده بعد از عرق ، كلال و ملال بسيار عارض گردد . « 1 »
- استفاده از مجففات دوايى كه به قوت مجففه خود احداث تجفيف و خشكى در عضو نمايد و رطوبات آن را تلطيف نمايد و به تحليل برد ؛ مانند سندروس ، تناول اغذيه مجففه يابسه ، استعمال اضمده مجففه رطوبات ، حركت مفرط ، و بيدارى مفرط « 2 » .
- به كار بردن مسهلات دوايى كه به قوت مسهله و حرارت و نفوذ و جلا و ترقيق و جذب و دفع خود ، از اقاصى و عروق و منافذ بدن ، اخلاط فاسده و فضول معديه را جذب و اخراج و دفع نمايد به طريق امعاء « 3 » ، مانند آلو ، افتيمون ، تُربد ، ترنجبين ، و تمر هندى « 4 » .
- خوردن مدرات دوايى كه به قوت حرارت و تلطيف خود ، اخراج و دفع نمايد مائيت غذا و فضول سياله را به بول ، حيض ، عرق ، و شير ؛ مانند خربزه و تخم آن ، خيار ، هندوانه ، كدو و تخم آنها ، ماء القرع ، ماءالشعير .
- استفاده از غذاهاى بدون گوشت و ترش مزه و ادويه و غذاهاى يابسه .
- لاغر كردن بدن به استفراغ با فصد « 5 » ، اسهال ، و حقنههاى حاره « 6 » . مانند سداب ، برنجاسف ، تربد ، اسطوخودوس ، روغن زيتون ، روغن بادام تلخ ، و غيره .
هامش
( 1 ) . خلاصة الحكمه ، ج 1 ، رويه 857 .
( 2 ) . خلاصة الحكمه ، رويه 500 .
( 3 ) . مخزن الادويه ، رويه 17 .
( 4 ) . خلاصة الحكمه ، ج 1 ، رويه 114 .
( 5 ) . فصد استفراغى است كلى كه مستخرج مىگردد از آن اخلاط اربعه . در افراد فربه لحمى گوشتى كه بدن آنان صلب و گرم است مىتوان آن را انجام داد ، ولى در بدن رخو و نرم جايز نيست ( خلاصة الحكمه ، ج 1 ، رويه 1207 ) . در اينجا فصد صافن يا با سليق در نزديكى زمان قاعدگى مناسب است . ( باسليق اسم پادشاه عظيم الشأن است و چون رگى كه در فصد باسليق زده مىشود اتصال به قلب ، دماغ ، ريه ، حجاب ، صدر دارد و اينها از اعضا رئيس و شريف هستند و لهذا شرافت دارد از رگهاى ديگر كه از كبد روييدهاند و از اين جهت مشابهت به سلطان عظيم الشأن دارد . ( خلاصة الحكمه ، ج 2 ، رويه 1222 ) .
( 6 ) . ادويههاى نافع را در آب جوش داده صاف نموده با بعضى املاح و ادهان مناسبه نيم گرم به معا مستقيم مىفرستند ( خلاصة الحكمه ، ج 2 ، رويه 1272 ) حقنه جذب اعلى به اسافل مىنمايد جهت آنكه ملين و مزلق اثفال حاصله در امعاء و مسهل فضول است به قوت مسهله و ملينه و مزلقه كه در آن مىباشد . پس چون اسهال اخلاط امعاء نموده شد ، فضول حاصله ميل به سوى معده مىنمايد و دفع مىشود ( خلاصة الحكمه ، ج 2 ، رويه 1273 ) .