شدن آنها مىشود ، خون نيز در اثر كثرت برودت ، همين حالت را پيدا مىكند و در اعضا جمع مىشود .
همچنين افزايش اخلاط غليظه ( مانند بلغم ) در خون ، مىتواند سبب راحت جارى نشدن خون در عروق باريك و مويرگها شده و در اثر افزايش سختى ، مانع خروج خون از فوهات عروق گرديده و موجب سده و احتباس حيض شود .
علائم « 1 »
اگر غلظت خون ناشى از برودت باشد ، علائم زير در بيمار مشاهده مىشود :
1 . سفيدى رنگ پوست بدن كه به دليل رطوبات بلغمى و افزايش ميزان بلغم نسبت به خون در بدن ايجاد مىشود .
2 . ادرار غليظ ، سفيد و زياد . طبيعت نمىتواند رطوبتهاى زيادى را كه در بدن وجود دارد ، به دليل غلظت بالاى مواد ، از راه طمث و عرق دفع كند و اين كار از طريق ادرار صورت مىپذيرد .
3 . بلغميت براز . اين نشانگر ضعف هضم و عدم جذب كيلوس توسط كبد است . ضعف و امتلاى بدن از فضول طمثى و اضطرار به دفع ( زيرا بدن ناچار به دفع اين فضول مىباشد ) ، باعث مىشود تا جذب صورت نگرفته و مواد به همان شكل دفع گردند .
4 . كبودى عروق . رطوبات بارده در بدن با خون مخلوط شده و موجب انجماد خون و تسود ( به سياهى زدن ) آن مىگردد كه به شكل كبودى عروق ظاهر مىشود .
5 . بىحالى ، ترهل و سنگينى خواب ؛ به دليل پراكنده شدن فضول طمثيه در بدن صورت مىگيرد .
6 . افزايش بزاق دهان .
هامش
( 1 ) . اكسير اعظم ، ج 3 ، باب عقر ، رويه 751 . معالجات عقيلى ، ج 2 ، فصل 21 در بيان عقر ، رويه 789 ، شرح اسباب ، باب عقر ، رموز اعظم ، ج 2 ، فصل 23 ، عقر و عسر الحبل ، رويه 266 . مجربات فرنگى ، رويه 512 ، بيمارىهاى رحم ، قانون ، ج 3 ، رويه 414 .