مواد ( مدت زمانى كه مواد در رحم باقى مىمانند ) ، و گرم بودن عضو ، باعث تحجر مواد در آن و ايجاد ورم صلب سوداوى مىشود . در اين نوع تورم به دليل بافتِ لحمى - عضلانى - عصبى - غضروفى رَقَبه رحم بيشتر گرفتار مىشود و آنچه از كثافات و مواد غليظه به سوى او مىآيد ، در آن حبس مىشود .
ورم صلب سوداوى مىتواند بدون تقدّم ورم حار ايجاد شود ، ولى اكثراً به صورت اوليه ، پس از ورم و حيض محترق ايجاد مىشود . « 1 » سودا تمايل دارد به سبب غليظ بودنش به قسمتهاى اسفل بدن « 2 » برود . پس از رسيدن ماده سودا به رحم و دفع فضول عكريه غليظه « 3 » توسط طبيعت به سوى آن ، رحم به جانب مخالف ورم كشيده مىشود ؛ يعنى اگر ورم صلب در جلو باشد ، رحم به عقب كشيده مىشود ، و اگر به پايين باشد ، به بالا ، و اگر ورم در جانب چپ باشد رحم به جانب راست مىرود .
اگر در معالجه ورم سوداوى كوتاهى صورت پذيرد ، به دليل ضعيف شدن كبد و اشتراك رحم با كبد ، فضول طمثيه محتسبه به تمام اعضا و از جمله كبد رفته ، در آنجا امتلاء مىيابد و در صورت عدم درمان مناسب ، بيمار به سرطان يا استسقاء مبتلا مىگردد .
علائم « 4 »
1 . ثقل ( سنگينى ) محل ورم عانه يا خود رحم ( اگر صلابت در ناحيه عانه باشد ، نشانه ورم گردن رحم است ) .
2 . مريض كسل است و تمايلى به حركت ندارد . سنگينى و كسالت بيمار به دليل امتلاء بدن از فضول محتسبه است .
هامش
( 1 ) . از ماده سوداويه ناشى از خون سوخته قاعدگى .
( 2 ) . اندامهاى زيرين از سُرين به پايين .
( 3 ) . مواد زايد غليظ كه تهنشين مىشوند .
( 4 ) . اكسير اعظم ، ج 3 ، باب عقر ، رويه 751 . معالجات عقيلى ، ج 2 ، فصل 21 در بيان عقر ، رويه 789 ، شرح اسباب ، باب عقر ، رموز اعظم ، ج 2 ، فصل 23 ، عقر و عسر الحبل ، رويه 266 . مجربات فرنگى ، رويه 512 ، بيمارىهاى رحم ، قانون ، ج 3 ، رويه 414 .