ناف و اطراف آن گذاشت . استفاده از حقنههاى گرم با استفاده از زراقه « 1 » در اين تورم بسيار مفيد است . « 2 »
2 . به طور كلى استفاده از مسخّنات رحم در اين نوع ورم مىتواند مفيد واقع شود ؛ مثلًا ، ابهل ، انجير ، حلبه ، نانخواه ، كاشم ، صعتر ، دارشيعشان ، زنجبيل ، سداب ، پودينه ، مر و ميعه سائله ، حلتيت ، قردمانا ، ساذج هندى ، اكليل الملك ، سنبل ، سليخه ، دارچينى ، خيربوا ، عود ، اظفار الطيب ، بسباسه ، قرنفل ، قسط ، زعفران ، عنبر ، مشك و عسل كه به طريق خوراكى ، حمول ( شياف ) و تكميد « 3 » مورد استفاده قرار مىگيرند . « 4 » برخى داروهاى مركّب خوراكى مانند ماء البذور حار ، ماء الاصول ، دواء المسك ، فلاسفه ، كمونى ، به شكل خوراكى ، از مسخّنات رحم هستند و روغنهاى قسط ، زنبق ، زعفران ، مشك ، اشق ، حلتيت ، به صورت حقنه ، در واژن استفاده مىشود .
ج . ورم صلب رحم « 5 »
شيوع آن پس از ورم حار است و به طور معمول پس از ايجاد ورم حار در رحم به وجود مىآيد . رحم عضوى است غشايى و صفيق « 6 » كه تشكيل شده از وريدها و شريانها و فوهات فراوان كه مواد غليظ غالباً به راحتى در آن تحليل نرفته و به طرف آن مىروند . چون رحم جسمى شديد الحراره است ، مواد لطيف در آن تحليل رفته و مواد غليظ در آن متحجر « 7 » شده و نمىتوانند از فوهات عروق ترشح پيدا كنند . غلظت مواد موجود ، طول مكث
هامش
( 1 ) . آلتى كه بدان مايع يا دارويى را در تجاويف درونى جسم كنند .
( 2 ) . اكسير اعظم ، ج 25 ، رويه 772 ؛ معالجات عقيلى ، ج 2 ، رويه 762 ؛ طب اكبرى ، ج 2 ، رويه 87 .
( 3 ) . گرم كردن عضو به بستن كُماد و جز آن .
( 4 ) . اكسير اعظم ، ج 3 ، رويه 777 .
( 5 ) . اكسير اعظم ، ج 3 ، رويه 775 ؛ معالجات عقيلى ، ج 2 ، رويه 760 ؛ طب اكبرى ، ج 2 ، رويه 87 ؛ شرح اسباب اورام رحم .
( 6 ) . صفيق : ضخيم ، كلفت .
( 7 ) . متحجر : متراكم چون سنگ .