اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً لا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ
« 1 »
" اى مردم مثلى زده شده است گوش به آن فرادهيد : كسانى را كه غير از خدا مىخوانيد هرگز نمىتوانند مگسى بيافرينند ، هرچند براى اين كار دستبهدست هم دهند و هرگاه مگس چيزى از آنها بربايد نمىتوانند آن را بازپس گيرند ، هم اين طلبكنندگان ناتوانند و هم آن مطلوبان " .
پاسخ به يك سؤال : ممكن است در اينجا گفته شود كه انسان امروز با نيروى علم خود توانسته است اختراعاتى كند كه به مراتب از يك مگس برتر است . وسائل نقليه سريع السير ساخته كه در يك چشم برهم زدن مسافت زيادى را طى مىكند . مغزهاى الكترونيكى دقيقى را اختراع كرده كه پيچيدهترين معادلات رياضى را در يك لحظه حل مىنمايد ، آيا اين گفتگوها درباره انسان عصر ما نيز صادق است ؟
ساختن اين وسائل محير العقول بدون شك ، دليل بر پيشرفت فوقالعاده صنايع بشر است ، اما همه اينها در برابر مسأله آفرينش يك موجود زنده و خلقت حيات مسائلى ساده و پيش پاافتاده است . اگر كتبى را كه درباره فيزيولوژى موجودات زنده ، و فعاليتهاى بيولوژيكى يك حشره كوچك مانند مگس بحث مىكند ، به دقت بررسى كنيم ، خواهيم ديد كه ساختمان مغز يك مگس و سلسله اعصاب و دستگاه گوارش او به مراتب از ساختمان مجهزترين هواپيماها برتر است و اصلا قابل مقايسه با آن نيست .
اصولا « مسأله حيات » و حس و حركت موجودات زنده و توليد مثل آنها هنوز به صورت معمائى در برابر دانشمندان قرار گرفته است و ريزهكارى و ظرافتهايى كه در ساختمان اين موجودات به كار رفته ، خود معماهاى ديگرى است ، معماهايى كه هنوز به
هامش
( 1 ) . حج ( 22 ) ، آيه 73