همين دليل پزشكان روانى تلاش مىكنند كه خواب بيماران خود را به صورت عادى تنظيم كنند ، چراكه بدون آن ، تعادل روانى آن ممكن نيست . افرادى كه به صورت طبيعى نمىخوابند افرادى پژمرده ، عصبانى ، افسرده ، غمگين و ناراحتند ، و به عكس كسانى كه از خواب معتدلى بهرهمندند به هنگامى كه بيدار مىشوند نشاط و توان فوقالعادهاى در خود مىبينند . مطالعه بعد از يك خواب آرامبخش بسيار سريع پيش مىرود ، و كارهاى فكرى و جسمى بعد از چنين خوابى هميشه قرين موفقيت است . كمتر شكنجهاى براى انسان به اندازه « بىخوابى اجبارى و اضطرارى » دردناك و جانكاه است و تجربه نشان داده تحمل انسان در برابر بىخوابى بسيار كم است ، و بعد از مدت كوتاهى سلامت خود را از دست مىدهد و بيمار مىشود . البته آنچه درباره اهميت خواب گفته شد ، منظور از آن يك خواب متعادل و مناسب است و گرنه پرخوابى مانند پرخورى از صفات زشت و موجب بيمارىهاى مختلف است . و عجب اينكه مقدار خواب طبيعى براى انسانها يكسان نيست ، و هيچگونه حد معينى براى آن نمىتوان در نظر گرفت و لذا هركس بايد با تجربه نياز خويش را به خواب با توجه به ميزان فعاليتهاى جسمى و روحى خود دريابد .
و عجيبتر اينكه به هنگام بروز حوادث سخت كه انسان ناچار است مدتها بيدار بماند مقاومت انسان در برابر بىخوابى موقتا افزايش مىيابد ، خواب از سر انسان مىپرد ، و گاه به حد اقل لازم يعنى يك يا دو ساعت مىرسد ، ولى بسيار ديده شده كه اين كمبود به هنگام عادى شدن اوضاع جبران مىگردد ، و جسم و روح انسان طلب خود را از خواب بازمىستاند ! . البته بهندرت كسانى يافت مىشوند كه ماهها پشت سر هم بيدار بمانند ، و لحظهاى خواب به چشمانشان نرود ، و به عكس افرادى هستند كه حتى در موقع راه رفتن در كوچه و خيابان و حتى موقعى كه با شما سخن مىگويند خواب به آنها دست مىدهد و
قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 411
مساهمون: بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه
ص٤١١