نتيجهگيرى :
* از سخنان بزرگان دين و علم چنين معلوم مىشود كه طعامهاى لذيذ خوردن و به مردم خورانيدن و تكليف در خوبى و پاكيزگى خوب است و طعامهاى لذيذ را بر خود حرام كردن خوب نيست اما بايد حلال باشد و آنقدر نخورد كه او را از عبادتهاى الهى باز دارد و مانند حيوانات پيوسته همتش به خوردن و آشاميدن نباشد بلكه بايد منظور او از خوردن و آشاميدن تحصيل قوت عبادت باشد .
* محال است آنچه را دين نمىپسندد روزى مورد تاييد علم قرار گيرد اگر چنين بود روز به روز چهره قرآن تابناكتر نمىشد بلكه مانند ساير كتب و نوشتجات ارزش خود را بتدريج از دست مىداد و بهترش جايگزين آن مىشد . در واقع قرآن ، اين معجزه بزرگ پيامبر را مىتوان به صورت :
خورشيدى درخشان در لايههايى از دانش اعصار و قرون تصور كرد كه با گذشت زمان لايهها از آن برداشته مىشود و نفوذ و خروج اشعه تابناك آن خورشيد علمى بيشتر مىشود ، و قرآن چون هماى سعادت نيازمندىهاى آفاق و انفس را زير پروبال خود گرفته بتدريج با بلند كردن بال و پر چهره آنها را نمايان مىسازد .